{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار
من نیز در لانه تو ,مأواگزینم وهمخانه تو باشم
مارتقاضای خارپشت راپذیرفت
واورا به لانه تنگ وکوچک خویش راه داد!
چون لانه مارتنگ بود
خارهای تیز خارپشت هردم به بدن نرم مار فرو می رفت
ووی را مجروح می ساخت.
امامار از سر نجابت دم بر نمی آورد
سرانجام مارگفت :
نگاه کن ببین چگونه مجروح وخونین شده ام
میتوانی لانه من را ترک کنی؟
خارپشت گفت من مشکلی ندارم
اگرتوناراحتی میتوانی لانه دیگری برای خود بیابی,

عادت ها ابتدابه صورت مهمان وارد میشوند
امادیری نمیگذرد که خودرا صاحبخانه می کنند
وکنترل مارا به دست می گیرند
مواظب خارپشت عادتهای منفی زندگیتان باشیم !
دیدگاه ها (۲)

سرخ پوست پیری به کودکش گفت:در وجود هرانسانی همیشه مبارزه ای ...

&

قانون کائنات:رنج نباید تو را غمگین کند، این همان جایی است که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط