{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟

مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟
خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی!
مرد پاسخ داد: من چیزی ندارم که ببخشم...
خدا پاسخ داد: چرا!!!! محدود چیزهایی داری!

یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی وحرف خوب بزنی!
یک قلب که می توانی بروی دیگران بگشایی!
چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!

فقر واقعی فقر روحــــی ست.
دل آدم ها خیلی ساده گرم میشود:
به یک دلخوشی کوچک،
به یک احوالپرسی ساده،
به یک دلداری کوتاه،
به یک تکان دادن سر، یعنی تو را می فهمم...
به یک گوش دادن خالی، بدون داوری و نظر دادن،
به یک همراه شدن کوچک،
به یک پرسش: روزگارت چگونه است؟
به یک دعوت کوچک، به صرف یک فنجان چای!
به یک وقت گذاشتن برای تو،
به شنیدن یک کلمه؛ من کنارت هستم،
به یک هدیه ی بی مناسبت،
به یک دوستت دارم بی دلیل،
به یک غافلگیری،
به یک خوشحال کردن کوچک، زر
به یک نگاه،
به یک شاخه گل،
فقط همین...
سخت نیست...
ببخشید تا کائنات ببخشد...
دیدگاه ها (۱۲)

مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم،خاک را سرشار ِ عرش ِ کبریا...

خدای زیبایمیک صبح زیبای دیگرراباترنم دلنشین پرندگانت آغازنمو...

بگذار و بگذر بگذر از کسی که صداقت تو را با سیاست پاسخ داد،بگ...

زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست. شاید آن خنده که امروز دریغش ...

#تلنگر📝✍🏻مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟...

ادامهٔ تکپارتی 😅ات محکم بدون ذره ای مکث  : نه کوک خنسرد :اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط