{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرور گفت:

غرور گفت:
"غیر ممکن است ...
تجربه گفت:
"خطرناک است
عقل گفت:
"بیهوده است..
"دل" زمزمه کرد:
امتحانش کن..!     


عشق رامیگویم..

 امتحان کردم!          غرورم به خاک افتاد ...!     

  تجربه ام فناشد
عقلم به باد رفت

ای دل از تو گلایه دارم..!         

وعده خیسی چشمانم
را نداده بودی ...
دیدگاه ها (۱)

سلام دوستان گلم ازاینکه کامنتا روخیلی کم جواب میدم وپعدپاک م...

ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﻨﺰ ﺳﯿﺎﻩ !ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺎ...

نترس دوست من،هرگز برای هیچ چیز از تو نگذشته است...اگر به عشق...

هیچ وقت نباید به اجبار خندید !گاهی باید تا نهایت آرامش گریه ...

My professor Part:21لوله ی تو دستشو نگاه کردم و اون ادامه دا...

تولد قهرمان من. پارت چهارده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط