{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❄ ️قدیم ها، زمستون ها، مادرها، شب ها،

❄ ️قدیم ها، زمستون ها، مادرها، شب ها،
لباس ها رو پهن میکردن روی بند،
صبح که بیدار میشدن میدیدن
برف اومده تا کمر،
لباس ها یخ زده!
اون وقت میاوردن تو اتاق
تا یخش باز بشه،
و دوباره خیس خیس رو
بخاری خشک‌ میکردن😉 ❄ ️

یادش بخیر 😌
#‌ ‎‌‌‌
دیدگاه ها (۷)

زبانِ حالِ دلم را کسی نمی فهمدکتیبه های ترک خورده خواندنش سخ...

ظهر جمعه‌هایی که بساط کباب پدر به راه بود دل تو دلمون نبود ت...

- کاش یه چیزی مثل اینستاگرام بود که میشد بوها رو توش جستجو ک...

جادوی عشق ۱۰ part نکنه اتفاقي براشون افتاده باشه؟ قلبم اروم ...

Enemys Embrsce [ part ۷ ]

Fate is predetermined

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط