بچه ها دیگه کم کم داشتن ناامید میشدن
بچه ها دیگه کم کم داشتن ناامید میشدن
که یهو یه صدایی اومد
_بچه ها
اینجا امنه
کامیناری زود بلند شد و گفت
_بیاین
باید بفهمیم چه خبره
که یهو یه نور بزرگ مثل صاعقه به یکی برخورد کرد و صدای دادی از بین جمعیت بلند شد
همه تو حالت آماده باش شدن و مومو داد زد: کیهههه؟ زود خودتو نشون بده
که یهو گرد و خاک خوابید و یه نفر جلو اومد
_به به، چه خانوم شجاعی.....
آرامش مینویسم الان
که یهو یه صدایی اومد
_بچه ها
اینجا امنه
کامیناری زود بلند شد و گفت
_بیاین
باید بفهمیم چه خبره
که یهو یه نور بزرگ مثل صاعقه به یکی برخورد کرد و صدای دادی از بین جمعیت بلند شد
همه تو حالت آماده باش شدن و مومو داد زد: کیهههه؟ زود خودتو نشون بده
که یهو گرد و خاک خوابید و یه نفر جلو اومد
_به به، چه خانوم شجاعی.....
آرامش مینویسم الان
- ۱.۶k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط