فصل پارت
فصل ۱ پارت ۱
لوید:آنیاااا بیدار شو مدرست دیر میشه ها(نکته:هیچکدوم از هویت واقعی هم باخبر نیستم و ماموریت آستریکس هنوز ادامه داره)
یور:آنیا جان بیا صبحونه بخور
آنیا:(از اتاقش اومده بیرون و خمیازه میکشه)آنیا بیدار شد.
سریع حاظر میشه و صبحونشو میخوره و میره سمت اتوبوس.
در مدرسه
بکی:سلام آنیا جونم
آنیا:سلام بکی
بکی:میگم آنیا بنظرم بازم با دامیان تو یه کلاس می افتیم؟
آنیا:نمیدونم سال های پیش که افتادیم{ولی بهتره تو یه کلاس بیفتیم تا راحت باهاش دوست بشم}
(قیافه وقتی که ستاره طلایی گرفت و اونجا که دامیان گفت بازم شکستم داد}
همون لحظه دامیان اومد.
دامیان:میبینم هنوز این کله صورتیکه اخراج نشده(بعد خودشو و نوچه هاش خندیدن)
آنیا یه قیافه عصبی گرفت و بکی دست آنیا رو کشید و برد سالن.
(یه نکته دیگه بگم:آنیا اینجا ۵ استلا و ۶ تا هم تونیتروس داره.
بکی ۴ استلا و ۳ تا تونیتروس و دامیان هم ۶ استلا و ۲ تا تونیتروس)
موقع گفتن اسما فرا رسید.
کلاس چهارم الف(بقران چیزی یادم نمیاد از اینکه شماره کلاسا چجوری بودن)
دامیان دزموند،بکی بلکبل،آنیا فورجر،امیل و اوین،کلویی کالور،آلیا مینر،مکس و سیروس وندرزی و.. لنا فلان فلان و ...(کمبود فامیل) و معلمشون آقای هندرسون.
همه میرن کلاسشون.
کلویی رو به دامیان میگه :سلام دامی جونم
دامیان میگه:اسم کاملمو تلفظ کن
تو ذهن دامیان {اه باز این دختر خاله ی کنه چجوری تحملش کنم غیر قابل تحمله)
آنیا ذهن پسر دوم رو خوند ولی کاری نکرد که آقای هندرسون وارد شد.
هندرسون:خب بچه ها علومتون رو باز کنید.
(زنگ تفریح)
ویو آنیا
با بکی داشتیم درباره تعطیلات تابستون حرف میزدیم که اون پیر تازه وارده که فکنم اسمش مکس بود اومد سمت ما و گفت: سلام دخترا
ویو دامیان
خدارو شکر اون کنه هه(کلویی رو میگه)
نیافتاده دنبالم.
داشتم از اونجا رد میشدیم که آنیا رو دیدم که داشت با بکی حرف میزد.
محوش شده بودم که یهو اون پسره که فکر کنم اسمش مکس بود رفت طرفشون اول بهشون سلام و کرد و بعد نمیدونم چی گفت که آنیا یه مشت مثل مشت سال اولی که بهم زد به اون زد و مکس پرت شد اون طرف.
ویو آنیا
سلام داد که منو بکی هم سلام دادیم بعد
گفتم:کمکی از دستمون بر میاد؟
گفت:اره اگه میشه لطفاً دوست دخترم شو
یکدفعه نمیدونم چی شد که عصبی شدم و یکی از اون مشتایی که تو کلاس اول به پسر دوم زدم به مکس زدم که پرت شد اونور.
شرط پارت بعدی
۷تا لایک
۷تا کامنت
لوید:آنیاااا بیدار شو مدرست دیر میشه ها(نکته:هیچکدوم از هویت واقعی هم باخبر نیستم و ماموریت آستریکس هنوز ادامه داره)
یور:آنیا جان بیا صبحونه بخور
آنیا:(از اتاقش اومده بیرون و خمیازه میکشه)آنیا بیدار شد.
سریع حاظر میشه و صبحونشو میخوره و میره سمت اتوبوس.
در مدرسه
بکی:سلام آنیا جونم
آنیا:سلام بکی
بکی:میگم آنیا بنظرم بازم با دامیان تو یه کلاس می افتیم؟
آنیا:نمیدونم سال های پیش که افتادیم{ولی بهتره تو یه کلاس بیفتیم تا راحت باهاش دوست بشم}
(قیافه وقتی که ستاره طلایی گرفت و اونجا که دامیان گفت بازم شکستم داد}
همون لحظه دامیان اومد.
دامیان:میبینم هنوز این کله صورتیکه اخراج نشده(بعد خودشو و نوچه هاش خندیدن)
آنیا یه قیافه عصبی گرفت و بکی دست آنیا رو کشید و برد سالن.
(یه نکته دیگه بگم:آنیا اینجا ۵ استلا و ۶ تا هم تونیتروس داره.
بکی ۴ استلا و ۳ تا تونیتروس و دامیان هم ۶ استلا و ۲ تا تونیتروس)
موقع گفتن اسما فرا رسید.
کلاس چهارم الف(بقران چیزی یادم نمیاد از اینکه شماره کلاسا چجوری بودن)
دامیان دزموند،بکی بلکبل،آنیا فورجر،امیل و اوین،کلویی کالور،آلیا مینر،مکس و سیروس وندرزی و.. لنا فلان فلان و ...(کمبود فامیل) و معلمشون آقای هندرسون.
همه میرن کلاسشون.
کلویی رو به دامیان میگه :سلام دامی جونم
دامیان میگه:اسم کاملمو تلفظ کن
تو ذهن دامیان {اه باز این دختر خاله ی کنه چجوری تحملش کنم غیر قابل تحمله)
آنیا ذهن پسر دوم رو خوند ولی کاری نکرد که آقای هندرسون وارد شد.
هندرسون:خب بچه ها علومتون رو باز کنید.
(زنگ تفریح)
ویو آنیا
با بکی داشتیم درباره تعطیلات تابستون حرف میزدیم که اون پیر تازه وارده که فکنم اسمش مکس بود اومد سمت ما و گفت: سلام دخترا
ویو دامیان
خدارو شکر اون کنه هه(کلویی رو میگه)
نیافتاده دنبالم.
داشتم از اونجا رد میشدیم که آنیا رو دیدم که داشت با بکی حرف میزد.
محوش شده بودم که یهو اون پسره که فکر کنم اسمش مکس بود رفت طرفشون اول بهشون سلام و کرد و بعد نمیدونم چی گفت که آنیا یه مشت مثل مشت سال اولی که بهم زد به اون زد و مکس پرت شد اون طرف.
ویو آنیا
سلام داد که منو بکی هم سلام دادیم بعد
گفتم:کمکی از دستمون بر میاد؟
گفت:اره اگه میشه لطفاً دوست دخترم شو
یکدفعه نمیدونم چی شد که عصبی شدم و یکی از اون مشتایی که تو کلاس اول به پسر دوم زدم به مکس زدم که پرت شد اونور.
شرط پارت بعدی
۷تا لایک
۷تا کامنت
- ۳.۵k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط