بلبلی روزی کناربوته ی مریم نشست
بلبلی روزی کناربوته ی مریم نشست
شدغزلخوان نعره هازد گردمریم مست مست
گفت مریم ازچه اینسان واله ودیوانه ای
گفت بلبل عطروبویت برده هوشم رازدست
بوده ام همصحبت صدنسترن صدرازقی
درمیان باغی ازگل بردلم مریم نشست
آنچنان ازرنگ وبویش گشته ام دیوانه من
هرکسی داردبتی من هم شدم مریم پرست
درمیان باغ وگلشن آشیانی داشتم
دل چوشد محورخت ازباغ واز گلشن گسست
شدغزلخوان نعره هازد گردمریم مست مست
گفت مریم ازچه اینسان واله ودیوانه ای
گفت بلبل عطروبویت برده هوشم رازدست
بوده ام همصحبت صدنسترن صدرازقی
درمیان باغی ازگل بردلم مریم نشست
آنچنان ازرنگ وبویش گشته ام دیوانه من
هرکسی داردبتی من هم شدم مریم پرست
درمیان باغ وگلشن آشیانی داشتم
دل چوشد محورخت ازباغ واز گلشن گسست
- ۴۵۷
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط