{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگ رهایی ام

دلتنگ رهایی ام
دلتنگ نوشیدن خورشید
بوسیدن خاک
لمس آب
در من یک محکوم به حبس ابد
پیر و خمیده
با ذره بینی در دست
نقشه های فرار را مرور می‌کند! #رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

-چرا کشتیش؟+معرفتش از سگ کمتر بود-خوب کاری کردی!

شوقِ این جانِ به تنگ آمده،آغوشِ تو بودآن چه می خواستم از عشق...

مثلِ تمام وقت‌هایی که احساس تنهایی و ترس دارم، غمگینم...

آقای قاضی واسه ثانیه به ثانیه ایکه بود و موهاشو بو نکردم پشی...

پارت هشتم:راه نجات(Rose)سولار نگاهی به تهیونگ انداخت.تهیونگ ...

برای همیشه..

خاطرات یک کوهنورد تنها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط