{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا بهار ببین

مرا بهار ببین
مرا که از زمستانی سخت گذشته ام بهار ببین
من از زبان بهار به تو میگویم:
پس از روزهای سرد و شب های تاریک
بعد از دلتنگی های ممتد
کسی هست
چراغی هست
خانه ای هست
هیزمی هست
اجاق نیمه خاموشی هست
برای گفتن حرف ها تراسی هست
فنجان هایی هم هستند
قوری پر از چای هم خواهد بود
اضطراب را جمع کن
چشم هایت را ببند
و صبر
چیزی شبیه یا اندازه خدا صبر پیشه کن...

#حامد_رجب_پور
دیدگاه ها (۳)

گوشھ چشم تو نگذاشت ڪھ عاقل باشیم!

گر منبھ غم عشق تو نسپارم دلدل را چھ ڪنمبهر چھ میدارم دل..!؟ ...

همراهت می‌آیم تا آخر راه ...!و هیچ نمی پرسم هرگز ؛با تو اول ...

گآهی شرحِ حاٰل آدمی ممکن نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط