my little mochipart
my little mochi:part16
جیمین ویو:
از بغل کوک اومدم بیرون و دستش رو گرفتم رو رفتیم سمت مبل و تهیونگ هم اومد و منتظر یونگی اومد.
یونگی از پله ها اومد پایین و تهیونگ رفت سمتش.
ته:هیونگ. چه خبر؟
یونگی:زیاد حرف نزن راه بیوفت.
سریع رفتم پیش یونگی و محکم بغلش کردم.
جیمین:مراقب خودت باش. جرأت داری بزار بلایی سرت بیاد میکشمت.
یونگی:باشه جوجه کوچولو حواسم هست (خنده)
کوک:ته ته زود برگرد.
ته:ته ته قربونت بشه. باشه عشقم زود میام با خبر های خوب.
بعد هردوشون با کلی آدم رفتن که صدای در اومد آروم در رو باز کردم که با نامجون و جین هیونگ رو به رو شدم.
جین اومد تو از نامجون خداحافظی کرد.
رفتیم روی مبل نشستیم.
جیمین:هیونگ چی شد یه سر به ما زدی؟
جین:توی این مدت خیلی سرم شلوغ بود.کوک تو خوبی دیگه بدنت درد نمیکنه.
کوک:نه هیونگ. به لطف ته خیلی حالم خوبه.
فیلم گذاشتیم و جلوی تلویزیون نشستیم و خوراکی خوردیم و نفهمیدیم که تایم چطوری گذشت.
(نامجون با پسرا رفته بود)
جیمین ویو:
از بغل کوک اومدم بیرون و دستش رو گرفتم رو رفتیم سمت مبل و تهیونگ هم اومد و منتظر یونگی اومد.
یونگی از پله ها اومد پایین و تهیونگ رفت سمتش.
ته:هیونگ. چه خبر؟
یونگی:زیاد حرف نزن راه بیوفت.
سریع رفتم پیش یونگی و محکم بغلش کردم.
جیمین:مراقب خودت باش. جرأت داری بزار بلایی سرت بیاد میکشمت.
یونگی:باشه جوجه کوچولو حواسم هست (خنده)
کوک:ته ته زود برگرد.
ته:ته ته قربونت بشه. باشه عشقم زود میام با خبر های خوب.
بعد هردوشون با کلی آدم رفتن که صدای در اومد آروم در رو باز کردم که با نامجون و جین هیونگ رو به رو شدم.
جین اومد تو از نامجون خداحافظی کرد.
رفتیم روی مبل نشستیم.
جیمین:هیونگ چی شد یه سر به ما زدی؟
جین:توی این مدت خیلی سرم شلوغ بود.کوک تو خوبی دیگه بدنت درد نمیکنه.
کوک:نه هیونگ. به لطف ته خیلی حالم خوبه.
فیلم گذاشتیم و جلوی تلویزیون نشستیم و خوراکی خوردیم و نفهمیدیم که تایم چطوری گذشت.
(نامجون با پسرا رفته بود)
- ۱۸۱
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط