{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صحبت از داغ تو بابا جگری می‌خواهد

صحبت از داغ تو بابا جگری می‌خواهد

لب خشک از عطش و چشم تری می‌خواهد

آمدی باز سوی خیمه و با خود گفتم

نوجوانی است که مهر پدری می‌خواهد

کاش می‌خواستم از تو دو زِرِه برداری

این همه نیزه علی جان سپری می‌خواهد

نگران سر خود باش که این لشگر کفر

باز هم معجز شقّ‌القمری می‌خواهد

تیرها زودتر از من به تنت بوسه زدند

خرد شد آینه‌ات شیشه‌گری می‌خواهد

نیست از جسم گلت چیز زیادی در دست

نه عبا؛ پارچه ی مختصری می‌خواهد

کاملاً یافت نشد هرچه تفحّص کردیم

بدنت حوصله‌ی بیشتری می‌خواهد

باز کن چشم و ببین آمده پیشم زینب

قول صبر از پدر محتضری می‌خواهد
دیدگاه ها (۱)

بوسه تیرصبحت از داغ تو بابا جگری می خواهدلب خشک از عطش و چشم...

روضه ی حضرت علی اکبر عبابا - تو قفس نیزه و خنجر - پرپر زدی ...

تا که بی دست شدی اهل شجاعت شده اند گرگ ها منتظر لحظه ی غارت...

انگار بنا نیست سری داشته باشی سر داشته باشی، جگری داشته باشی...

#حضرت_زینب_سکیست این بانو که بر دلها خدایی می‌کندکِشتیِ بی ب...

نگاهم می کند اینجا خدا زودو می گیرد در اینجا هر دعا زودسلام ...

قد رعنای تو چون سرو سپیدار شدهکربلا محو رخ احمد مختار شدهدور...

دور گودال ازدحام شدهنگرانم ازین شلوغی هاصبر کن آمدم عمو جانم...

دور گودال ازدحام شدهنگرانم ازین شلوغی هاصبر کن آمدم عمو جانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط