قسمت سوم فیک اکسوی گمشده
قسمت سوم #فیک اکسوی گمشده
ژانر : ترسناک ، طنز ، عاشقانه
نوشته : کیم مین کی
بکهیون : جججججججججججججیییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
یهو دیدیم بکی جیغ جیغ کنان از حموم اومد بیرون
بکهیون : سسسسسسسسسوووووووووووووووووسسسسسسسسسسکککککککککککککککککککک
سوهو : اون؟
دی او : هیس ، بکهیونا ! حرفتو باور نمیکنیم زور نزن به خودت الان حنجرت پاره میشه
بکهیون ادای گریه کردن در میاورد
بک : یااااااااااا به جون هفت جد لی سومان راست میگم ، کمکککککک
کریس : خخخخخ
لوهان : سومان بیچاره چکار کرده؟ که تو جونشو قسم میخوری
بکهیون : جون هفت جدشو قسم خوردمممم جیییغغغغغغغغغ ، رو به روم وایستاده نمیتونم تکون بخورم
لوهان : خخخخ نترس از بغلش رد شو بیا
بکهیون : جججیییغغغغغ خیلی نامردیدددددددد
چانیول : اروم باش نمیخوردت
بکهیون : جییییغغغغغغغغغغغغغ
این جیغ رو که زد دیگه ازش صدایی نشنیدیم
تائو : به نظرتون بحران اون سوسکه تقلبی مونو رد کرد؟
دی او : نه...
کای : پس چی؟
دی او : غش کرده
_غش؟؟؟؟؟؟حتی منم سوسک میبینم غش نمیکنم ، اونوقت این مرد گنده؟ خخخخخ
رفتیم بالا ، اره واقعا بکی با دیدن یه سوسک پلاستیکی غش کرده بود
چانیول رفت دو تا سیلی زدش تا بهوش بیاد ، اما نیومد
یهو دیدیم نانا یه تنگ آب یخ ریخت رو بدن بکهیون
بکهیون : جیییغغغغغغ یخخخخخ بستممممم
بقیه دهنمون باز مونده بود
جین : آب یخ؟؟؟
نانا : اهم...
بکهیون : آآآخخخخخخخ
نانا : ببخشید ، خب وقتی با سیلی چان بهوش نیومدی اونوقت با یه تنگ آب ولرم من بهوش میومدی
بکهیون : اره بخدا
......................................................
ساعت یک شب رفتیم که بخوابیم
سهون : بعد ظهر رو تخت تو خیلی خوب خوابم برد ، امشبم اونجا میخوابم...! تو هم بیا
_چچچچچچییییییی؟؟؟؟؟؟ نعععع
سهون : چرا؟
_بعد ظهر به اندازه کافی له شدم
خب...قول میدم الان فقط پامو بندازم روت دستمو نمیندازم
_پات که سنگین تره
سهون : مین کیا!!
بعد دهنشو عین بچه لوسا کرد
سهون : خواهش ، چه پاللل «لطفا»
_باشه
رفت تو اتاق بلوزشو در اورد
_چیکار میکنی؟
سهون : عادت دارم اینجور بخوابم
_اهم...من رو زمین میخوابم
سهون : بازززز شروعععع کردییییااااا
_خیلی خب حالا ، سهونا
سهون : بله؟
_میتونم دست بزنم تو موهات؟ «آرزومعععععع»
سهون : اره
_خب حالا میتونم سرمو بزارم روی اون شونه های یک متریت؟«اینم ارزومههههه»
سهون: یک متری؟ اره
_مرسیییییییییی
تا دراز کشیدم خوابم برد
.......................................................
ساعت سه ظهر روز بعد بود
سوهو : مین کیا...ما میتونیم ایران کنسرت اجرا کنیم؟
_چی؟ اینجا؟ کنسرت؟
سوهو : ایرانی میخونیم
_جدی؟؟؟
سوهو : چرا که نه....
_عالیه ، باشه ، ردیفش میکنم
_________________________________
روز بعد خبر دادن تمام بلیت هامون فروش رفته ، شب ِش بچه ها رفتن برای اجرا ، من و نانا و جین ردیف اول نشسته بودیم ، بچه ها هماهنگ کرده بودن که اول دوتا از اهنگای خودشونو اجرا کنن «lucky one و koko bog » اونها رو خوب اجرا کردن بچه های داخل سالن هم بخوبی همراهیشون کردن
بچه ها رفتن برای استراحت تا بعد بیان و اهنگ ایرانی برامون بخونن «خدا بخیر کنه»
لوهان اومد روی صحنه : خب....دستا بالا ، شلههههه میخوام واستون یه اهنگ توپ بخونم «لوهان عاشق آهوئه»
مردم داخل سالن شروع کردن دست و جیغ و سوت و.... برق های سالن هم خاموش شد و دود از زیر پاهای لوهان میزد بیرون ، لوهان بایه غرور و تکبر خاصی میکروفون رو گرفته بود
شروع کرد : آهویی دارم خوشگلههه فرار کردههه ز دستم ، دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستمممم ای خدا چکار کنم......
از پایین جین بهش اشاره کرد که بسه
مردم داخل سالن مات مونده بودن.
بعد از لوهان ،لی اومد بالا و تا میکروفون رو دستش گرفت خوابش برد ، کریس و چن اومدن و بزور کشیدن بردنش
کریس اومد و میکروفون رو دستش گرفت : اهم...سلام....ببخشیدا اما فارسی خوندن ایز نات مای استایل
نانا زد تو پیشونیش
جین : چیه؟
نانا : ضایع شدیم رفت ، نگاه کن چطور میخندن!
کریس رفت و چانیول اومد زد تو فاز رپ خوندن اونم از کی؟؟؟؟ زد بازی «من نمیشناسمشون نمیدونمم اسمشون رو درست نوشتم یا نه ببخشید دیگه »
جین : بیگ لایک ، چانیولا ایولللل
چان از بالا یه بوس براش فرستاد
جین : وای من مرگگگگگ
کای بعد از چانیول اومد
_هییییی یا امام زاده بیژن الان میزنه تو خط +یه سنی.....گشت ارشاد میان میگیرنمونااااا
نانا : بزار راحت باشه
کای همونجور که انتظار میرفت خوند
رفتم بالای صحنه و بلوزشو کشیدم که بیاد پایین ...مگه میومد؟؟؟؟
بعد از کای سهون اومد
سهون : یک دو سه ، یک دو سه ، یککک یکککک دو دوووو سه سهههه ...
ژانر : ترسناک ، طنز ، عاشقانه
نوشته : کیم مین کی
بکهیون : جججججججججججججیییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
یهو دیدیم بکی جیغ جیغ کنان از حموم اومد بیرون
بکهیون : سسسسسسسسسوووووووووووووووووسسسسسسسسسسکککککککککککککککککککک
سوهو : اون؟
دی او : هیس ، بکهیونا ! حرفتو باور نمیکنیم زور نزن به خودت الان حنجرت پاره میشه
بکهیون ادای گریه کردن در میاورد
بک : یااااااااااا به جون هفت جد لی سومان راست میگم ، کمکککککک
کریس : خخخخخ
لوهان : سومان بیچاره چکار کرده؟ که تو جونشو قسم میخوری
بکهیون : جون هفت جدشو قسم خوردمممم جیییغغغغغغغغغ ، رو به روم وایستاده نمیتونم تکون بخورم
لوهان : خخخخ نترس از بغلش رد شو بیا
بکهیون : جججیییغغغغغ خیلی نامردیدددددددد
چانیول : اروم باش نمیخوردت
بکهیون : جییییغغغغغغغغغغغغغ
این جیغ رو که زد دیگه ازش صدایی نشنیدیم
تائو : به نظرتون بحران اون سوسکه تقلبی مونو رد کرد؟
دی او : نه...
کای : پس چی؟
دی او : غش کرده
_غش؟؟؟؟؟؟حتی منم سوسک میبینم غش نمیکنم ، اونوقت این مرد گنده؟ خخخخخ
رفتیم بالا ، اره واقعا بکی با دیدن یه سوسک پلاستیکی غش کرده بود
چانیول رفت دو تا سیلی زدش تا بهوش بیاد ، اما نیومد
یهو دیدیم نانا یه تنگ آب یخ ریخت رو بدن بکهیون
بکهیون : جیییغغغغغغ یخخخخخ بستممممم
بقیه دهنمون باز مونده بود
جین : آب یخ؟؟؟
نانا : اهم...
بکهیون : آآآخخخخخخخ
نانا : ببخشید ، خب وقتی با سیلی چان بهوش نیومدی اونوقت با یه تنگ آب ولرم من بهوش میومدی
بکهیون : اره بخدا
......................................................
ساعت یک شب رفتیم که بخوابیم
سهون : بعد ظهر رو تخت تو خیلی خوب خوابم برد ، امشبم اونجا میخوابم...! تو هم بیا
_چچچچچچییییییی؟؟؟؟؟؟ نعععع
سهون : چرا؟
_بعد ظهر به اندازه کافی له شدم
خب...قول میدم الان فقط پامو بندازم روت دستمو نمیندازم
_پات که سنگین تره
سهون : مین کیا!!
بعد دهنشو عین بچه لوسا کرد
سهون : خواهش ، چه پاللل «لطفا»
_باشه
رفت تو اتاق بلوزشو در اورد
_چیکار میکنی؟
سهون : عادت دارم اینجور بخوابم
_اهم...من رو زمین میخوابم
سهون : بازززز شروعععع کردییییااااا
_خیلی خب حالا ، سهونا
سهون : بله؟
_میتونم دست بزنم تو موهات؟ «آرزومعععععع»
سهون : اره
_خب حالا میتونم سرمو بزارم روی اون شونه های یک متریت؟«اینم ارزومههههه»
سهون: یک متری؟ اره
_مرسیییییییییی
تا دراز کشیدم خوابم برد
.......................................................
ساعت سه ظهر روز بعد بود
سوهو : مین کیا...ما میتونیم ایران کنسرت اجرا کنیم؟
_چی؟ اینجا؟ کنسرت؟
سوهو : ایرانی میخونیم
_جدی؟؟؟
سوهو : چرا که نه....
_عالیه ، باشه ، ردیفش میکنم
_________________________________
روز بعد خبر دادن تمام بلیت هامون فروش رفته ، شب ِش بچه ها رفتن برای اجرا ، من و نانا و جین ردیف اول نشسته بودیم ، بچه ها هماهنگ کرده بودن که اول دوتا از اهنگای خودشونو اجرا کنن «lucky one و koko bog » اونها رو خوب اجرا کردن بچه های داخل سالن هم بخوبی همراهیشون کردن
بچه ها رفتن برای استراحت تا بعد بیان و اهنگ ایرانی برامون بخونن «خدا بخیر کنه»
لوهان اومد روی صحنه : خب....دستا بالا ، شلههههه میخوام واستون یه اهنگ توپ بخونم «لوهان عاشق آهوئه»
مردم داخل سالن شروع کردن دست و جیغ و سوت و.... برق های سالن هم خاموش شد و دود از زیر پاهای لوهان میزد بیرون ، لوهان بایه غرور و تکبر خاصی میکروفون رو گرفته بود
شروع کرد : آهویی دارم خوشگلههه فرار کردههه ز دستم ، دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستمممم ای خدا چکار کنم......
از پایین جین بهش اشاره کرد که بسه
مردم داخل سالن مات مونده بودن.
بعد از لوهان ،لی اومد بالا و تا میکروفون رو دستش گرفت خوابش برد ، کریس و چن اومدن و بزور کشیدن بردنش
کریس اومد و میکروفون رو دستش گرفت : اهم...سلام....ببخشیدا اما فارسی خوندن ایز نات مای استایل
نانا زد تو پیشونیش
جین : چیه؟
نانا : ضایع شدیم رفت ، نگاه کن چطور میخندن!
کریس رفت و چانیول اومد زد تو فاز رپ خوندن اونم از کی؟؟؟؟ زد بازی «من نمیشناسمشون نمیدونمم اسمشون رو درست نوشتم یا نه ببخشید دیگه »
جین : بیگ لایک ، چانیولا ایولللل
چان از بالا یه بوس براش فرستاد
جین : وای من مرگگگگگ
کای بعد از چانیول اومد
_هییییی یا امام زاده بیژن الان میزنه تو خط +یه سنی.....گشت ارشاد میان میگیرنمونااااا
نانا : بزار راحت باشه
کای همونجور که انتظار میرفت خوند
رفتم بالای صحنه و بلوزشو کشیدم که بیاد پایین ...مگه میومد؟؟؟؟
بعد از کای سهون اومد
سهون : یک دو سه ، یک دو سه ، یککک یکککک دو دوووو سه سهههه ...
۳۵.۰k
۰۹ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.