{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجاه سال بعد

پنجاه سال بعد
من با دستی لرزان
تو با گیسی سفید..
این روزها را حسرت خواهیم خورد
که چرا در مه ماندیم...
با ابرها بازی کردیم..
سردمان شد
ولی گرم نکردیم
رویای ما شدن را...
دیدگاه ها (۱)

سیم بالارد فوتبالیست جوان استرالیایی که در جریان شرط بندی با...

یکی از #عجیب ترین مجسمه های دنیا در پراگ - جمهوری چک #بخون

یک‌ شاهکار عکاسی نمایی در یک‌ هزارم ثانیه از یک قطره آب که د...

یک میلیون و دویست هزار پشه لازم است تا به طور کامل خون بدن ی...

پرده نشین

خدایا با ما چه میکنی

حساب روزها از دستم در رفته. شوخی کردم. حساب همه چیز از دستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط