🖤عشق تکرار نشدنی 🩵
🖤عشق تکرار نشدنی 🩵
من: خوب بچه ها امیدوارم از این پارت هم لذت ببرید لایک وکامنت یادتون نره🌸🎀
سونیک: بفرمایید برین طبقه ی پایین برای سرو کیک و شام
شدو: سونیک
سونیک: جانم؟
شدو: نکنه خودت شامو درست کردی؟
سونیک: آ. آره
شدو: مگه من بهت نگفتم به خودت سخت نگیر😒
سونیک: شدو قهر نکن امی و سیلور هم کمک کردن من کاره خاصی نکردم😑
شدو: آفرین به خودت زیاد سخت نگیر❤
سونیک: چشم پادشاهه قلبم❤
شدو درحاله سرخ شدن مونده چی بگه*
سونیک: شدو خوبی؟
شدو: آره ملکه ی قلبم🩵❤
من: بچه ها صحنه عاشقانه میباشد😂
شدو: راوی خفه شو تا الان نیومدم بکشمت😑
من: چشم آقای شدو شرمنده😐😂
شدو: آفرین حالا داستانو تعریف کن😂
من: چشم😑
من: خوب بریم سراغه داستان
شدو: سونیک بریم پایین برای شام؟
سونیک: نه ما پایین نمیریم
شدو: پس کجا بریم شام بخوریم؟
سونیک: دنباله من بیا
گرفتنه دسته شدو و دویدن*
شدو: سونیک یواش تر میخوری زمین🫤
شدو زیر لب*
شدو: سونیک مثله ماریا خیلی انرژی داره و اون منو یاده ماریا میندازه❤
شدو نتونست جلوی خودشو بگیره و اشکش سرازیر شد
سونیک: شدو چرا داری گریه میکنی نکنه من کاری کردم که ناراحت شدی؟ 😔
شدو: نه عشقم اینا اشکه ذوقه😊
سونیک دستشو گذاشت رو صورته شدو و اشکاشو پاک کرد
شدو: خوب سونیک من گشنم شد منو میخاستی کجا ببری
سونیک: رسیدیم عشقم حالا چشاتو ببند😊
شدو: چشم بانو ی من
سونیک داره شدو رو میبره تو فضایی که برای خودش و شدو درست کرده🎀
سونیک: شدو چشاتو باز کن😊
شدو تا چشماشو باز کرد تعجب کرد گفت اینجا برای منو خودت درست کردی
من: سونیک یه میزه رومانتیک چیده بوده و از گل هایی که شدو دوست داره روی میز پر پر کرده
شدو: سونیک این همه کارو فقط برای من کردی
سونیک: آره حالا بیا بریم شام بخوریم ❤
ادامه دارد........
دوستان امیدوارم از این پارت خوشتون بیاد پارته بعدی رو فردا میزارم🎀🌸
من: خوب بچه ها امیدوارم از این پارت هم لذت ببرید لایک وکامنت یادتون نره🌸🎀
سونیک: بفرمایید برین طبقه ی پایین برای سرو کیک و شام
شدو: سونیک
سونیک: جانم؟
شدو: نکنه خودت شامو درست کردی؟
سونیک: آ. آره
شدو: مگه من بهت نگفتم به خودت سخت نگیر😒
سونیک: شدو قهر نکن امی و سیلور هم کمک کردن من کاره خاصی نکردم😑
شدو: آفرین به خودت زیاد سخت نگیر❤
سونیک: چشم پادشاهه قلبم❤
شدو درحاله سرخ شدن مونده چی بگه*
سونیک: شدو خوبی؟
شدو: آره ملکه ی قلبم🩵❤
من: بچه ها صحنه عاشقانه میباشد😂
شدو: راوی خفه شو تا الان نیومدم بکشمت😑
من: چشم آقای شدو شرمنده😐😂
شدو: آفرین حالا داستانو تعریف کن😂
من: چشم😑
من: خوب بریم سراغه داستان
شدو: سونیک بریم پایین برای شام؟
سونیک: نه ما پایین نمیریم
شدو: پس کجا بریم شام بخوریم؟
سونیک: دنباله من بیا
گرفتنه دسته شدو و دویدن*
شدو: سونیک یواش تر میخوری زمین🫤
شدو زیر لب*
شدو: سونیک مثله ماریا خیلی انرژی داره و اون منو یاده ماریا میندازه❤
شدو نتونست جلوی خودشو بگیره و اشکش سرازیر شد
سونیک: شدو چرا داری گریه میکنی نکنه من کاری کردم که ناراحت شدی؟ 😔
شدو: نه عشقم اینا اشکه ذوقه😊
سونیک دستشو گذاشت رو صورته شدو و اشکاشو پاک کرد
شدو: خوب سونیک من گشنم شد منو میخاستی کجا ببری
سونیک: رسیدیم عشقم حالا چشاتو ببند😊
شدو: چشم بانو ی من
سونیک داره شدو رو میبره تو فضایی که برای خودش و شدو درست کرده🎀
سونیک: شدو چشاتو باز کن😊
شدو تا چشماشو باز کرد تعجب کرد گفت اینجا برای منو خودت درست کردی
من: سونیک یه میزه رومانتیک چیده بوده و از گل هایی که شدو دوست داره روی میز پر پر کرده
شدو: سونیک این همه کارو فقط برای من کردی
سونیک: آره حالا بیا بریم شام بخوریم ❤
ادامه دارد........
دوستان امیدوارم از این پارت خوشتون بیاد پارته بعدی رو فردا میزارم🎀🌸
- ۱۳۹
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط