#یادداشت| تجلیِ حق در خاکِ ایران؛ از کالبدِ فانی تا حقیقت
#یادداشت| تجلیِ حق در خاکِ ایران؛ از کالبدِ فانی تا حقیقتِ مخلّد 🇮🇷
در پهنهی تاریخِ بشری، لحظاتی وجود دارند که مرز میانِ مادی و معنوی، میانِ گذرا و جاودان، در هم میآمیزد و شکوهی چنان عظیم پدید میآید که زمان، در برابر آن به تامل مینشیند. امروز، ایران و جهان تشیع، با پدیدهای روبرو هستند که فراتر از یک سوگ ملی، تجلیِ یک «حقیقتِ مقتدر» است؛ حقیقتی که کالبدِ فانیِ آن، امروز در میانهی آغوشِ خاکِ این سرزمین قرار میگیرد، اما معنای آن، در تار و پودِ هستی، جاودان میماند.
این کالبد مطهر، که امروز در میانهی خروشانترینِ اشکها و هیبتانگیزترینِ سکوتها روان است، نه نشانهی پایان، بلکه نشانهی «تثبیتِ حضور» است. او که مَلجأ و قُطبِ ارادههای استوار بود، اکنون از کالبد مادی عبور میکند تا در قالب یک «هویتِ مخلّد»، در رگهای این خاک و در خونِ این ملت، حک شود. آنچه امروز به خاک میسپاریم، کالبدی است که از جلالِ حق سرشار بود، اما آنچه بر جای میماند، آن «رکنِ استوار» است که ستونهای تشیع و صلابت ایران را به سوی آینده هدایت خواهد کرد.
تشیع، با ماهیتِ خود، مذهبِ «حیاتِ پس از مرگ» و «پیروزی خون بر شمشیر» است. امروز، در این مراسم باشکوه، ما شاهدِ تکرارِ آن الگوی جاودان هستیم؛ جایی که خونِ مقتدر، بر خاکِ زمین مینشیند تا ریشههای ایمان را در قلب تاریخ عمیقتر کند. این خاک ایران، که همواره پناهگاه حق بوده، امروز میزبانِ جلالتِ وجودی است که از حد زمان فراتر رفته است. پیوندِ میانِ این مقامِ قدسی و خاک این سرزمین، پیوندی است که با خون و ایمان رقم خورده و با گذشت قرنها، تنها مقتدرتر و استوارتر خواهد شد.
بنابراین، نگاه به این لحظهی تاریخی، نباید از دریچهی زوال باشد. اگرچه چشمها از دیدنِ آن کالبدِ مطهر، خیس از حزن است، اما قلبها باید از دیدن «استواری این حقیقت» لبریز از شکوه باشد. ما در برابر یک «خاکسپاریِ معمولی» نیستیم؛ ما شاهد یک «میعادِ خون» هستیم؛ میعادی که در آن، حقیقتِ مقتدر، از مرزهای کالبد عبور میکند تا در تمامِ دورانهای آینده، به عنوانِ «منارِ حق» و «سلطانِ وجدانِ ملت»، بر این خاک و بر جهان، سایه افکند.
این، مرثیهی ایران است؛ مرثیهی ملتی که در سوگِ مقتدرِ خویش، نه ضعف، که «جلالِ ایستادگی» را تجربه میکند. او که راهبر ما بود، اکنون که به آغوش خاک میسپاریم، در واقع او را به حافظهی ابدی تاریخ میسپاریم؛ تا هرگاه که باطلی در پیِ تزلزلِ حق باشد، نام آن حقیقتِ جاودان، همچون صخرهای در میانهی طوفان، بر پیکرهی باطل، سنگینی کند.
🖊 دکتر فرزانه دهقانی
هیئت تحریریه فصلنامه راز ذهن
#کمیته_رسانه
#نشریه_راز_ذهن
#کانون_نشریات
#ستاد_برگزاری_مراسم_تشییع_آقای_شهید_ایران
در پهنهی تاریخِ بشری، لحظاتی وجود دارند که مرز میانِ مادی و معنوی، میانِ گذرا و جاودان، در هم میآمیزد و شکوهی چنان عظیم پدید میآید که زمان، در برابر آن به تامل مینشیند. امروز، ایران و جهان تشیع، با پدیدهای روبرو هستند که فراتر از یک سوگ ملی، تجلیِ یک «حقیقتِ مقتدر» است؛ حقیقتی که کالبدِ فانیِ آن، امروز در میانهی آغوشِ خاکِ این سرزمین قرار میگیرد، اما معنای آن، در تار و پودِ هستی، جاودان میماند.
این کالبد مطهر، که امروز در میانهی خروشانترینِ اشکها و هیبتانگیزترینِ سکوتها روان است، نه نشانهی پایان، بلکه نشانهی «تثبیتِ حضور» است. او که مَلجأ و قُطبِ ارادههای استوار بود، اکنون از کالبد مادی عبور میکند تا در قالب یک «هویتِ مخلّد»، در رگهای این خاک و در خونِ این ملت، حک شود. آنچه امروز به خاک میسپاریم، کالبدی است که از جلالِ حق سرشار بود، اما آنچه بر جای میماند، آن «رکنِ استوار» است که ستونهای تشیع و صلابت ایران را به سوی آینده هدایت خواهد کرد.
تشیع، با ماهیتِ خود، مذهبِ «حیاتِ پس از مرگ» و «پیروزی خون بر شمشیر» است. امروز، در این مراسم باشکوه، ما شاهدِ تکرارِ آن الگوی جاودان هستیم؛ جایی که خونِ مقتدر، بر خاکِ زمین مینشیند تا ریشههای ایمان را در قلب تاریخ عمیقتر کند. این خاک ایران، که همواره پناهگاه حق بوده، امروز میزبانِ جلالتِ وجودی است که از حد زمان فراتر رفته است. پیوندِ میانِ این مقامِ قدسی و خاک این سرزمین، پیوندی است که با خون و ایمان رقم خورده و با گذشت قرنها، تنها مقتدرتر و استوارتر خواهد شد.
بنابراین، نگاه به این لحظهی تاریخی، نباید از دریچهی زوال باشد. اگرچه چشمها از دیدنِ آن کالبدِ مطهر، خیس از حزن است، اما قلبها باید از دیدن «استواری این حقیقت» لبریز از شکوه باشد. ما در برابر یک «خاکسپاریِ معمولی» نیستیم؛ ما شاهد یک «میعادِ خون» هستیم؛ میعادی که در آن، حقیقتِ مقتدر، از مرزهای کالبد عبور میکند تا در تمامِ دورانهای آینده، به عنوانِ «منارِ حق» و «سلطانِ وجدانِ ملت»، بر این خاک و بر جهان، سایه افکند.
این، مرثیهی ایران است؛ مرثیهی ملتی که در سوگِ مقتدرِ خویش، نه ضعف، که «جلالِ ایستادگی» را تجربه میکند. او که راهبر ما بود، اکنون که به آغوش خاک میسپاریم، در واقع او را به حافظهی ابدی تاریخ میسپاریم؛ تا هرگاه که باطلی در پیِ تزلزلِ حق باشد، نام آن حقیقتِ جاودان، همچون صخرهای در میانهی طوفان، بر پیکرهی باطل، سنگینی کند.
🖊 دکتر فرزانه دهقانی
هیئت تحریریه فصلنامه راز ذهن
#کمیته_رسانه
#نشریه_راز_ذهن
#کانون_نشریات
#ستاد_برگزاری_مراسم_تشییع_آقای_شهید_ایران
- ۱۵۷
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط