{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part ❾

ات ویو
داشتیم لباس هارو میدیدیم که یک دفعه
جین رو دیدم( جین دوست ات هست)
بازوی جونگ کوک رو ول کردم و بودو بودو دویدم و پریدم بغل جین
جین هم من رو خیلی محکم گرفته بود که زدم به بازوش و
گفتم
ات:جین نمیتونم نفس بکشم
جین:او.... ببخشید
بعد از اینکه از بغل جین بیرون اومدم
یکی دستم رو محکم و با حرص گرفت فهمیدم کوک بود... وایی بدبخت شدم
کوک:ات ایشون کی هستن
ات:........
جین :سلام من دوست دوران دبیرستان ات هستم شما
کوک؛:بنده نامزدش هستم
جین:... چ.....چی
ات ویو
بعد از حرف زدن با جین تا یه جای دستم رو گرفت و بعد ول کر
و گزاشت توی جیبش
ات:ک.. کوکی..
کوک:......... هوم
ات:ببخشید😔😔
کوک:مهم نیست.... تو که من رو دوست نداری
پس اگر خیلی یک دفعی بپری بغل یه پسر
دیگه عیب
کوک ویو
داشتم حرف میزدم که یک دفعه ات صورتم رو با
دستاش گرفت و لباش رو روی لبام گزاشت
در حد یه بوسه ی کوچیک
ات:ببخشید دیگه ببخش منو من تورو دوست دارم خوب
کوک:....... چ... چی.. تو منو دوست داری
ات:اوهوم بانی کوچولو ی غیرتی
کوک:عالی یه اسم دیگه و اینکه من غیرتی نشدم
ات:ولی شدی
کوک:نه نشدم
ات:باشه بابا تو خوب


شرط
فالوور ها به ۱۲۰ تا برسه
دیدگاه ها (۳)

ته یونگ :اره کوک بهم گفت هانا :اگه بچه دار بشم با کوک چیکار ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 15ات ویو داشتیم دنس میرفتیم که یه پام پیچ خورد خوردم زم...

#چرا-من Part19کوک چی میگی فیلیکس مهربونم باش چرا اینجوری میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط