{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
روضه دکتر علی شریعتی در شب عاشورا

شب عاشورا بود، عاشورای سال ۱۳۴۹ شمسی
گفتم بروم به مجلس روضه ای، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است
دیدم، ایمان و تعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم آن همه تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم
منصرف شدم!
اما شب عاشورا بود، شهر یکپارچه روضه بود و خانه یکپارچه سکوت و درد!
چه می توانستم کرد؟
از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم، اما چگونه می توانستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟
تنها و آواره به هر سو می دوم،
گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چســــبم!
می پرسم، با تمام نیــــــــاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟
این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟
چه کرده است؟ چه کشیده است؟
به من بگویید: نامش چیست؟
هیچ کس پاسخم را نمی گوید!
پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است... 

#دکتر_علی_شریعتی
#غربت_شهید_کربلا

🖤 شب عاشورای حسینی، تسلیت و تعزیت باد
#شب_عاشورا
دیدگاه ها (۴)

...جوشش عشق و عرفان در کربلا و بخصوص در روز عاشورا بینظیر اس...

...این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من ا...

...تو سردار وفاداریتو مثل شیر، جگر داریخود حیدر به وصفت گفت:...

...دلتنگی این شب ها،چقدر سنگین و جانکاه استدل، گیر افتاده می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط