{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترس نشستہ در دلم ، غمزده در نگاه من

ترس نشستہ در دلم ، غمزده در نگاه من
سہم من از زنانگے ،‌ روسرے سیاه من

راز دلم نهان شده... پشت سر حجاب من
غرق گناهم ،‌ تو بیا ، باز بشو نقاب من

روسرے سیاه من ! سہم من از ستاره ها
دور زحل نشسته اے ،‌ در گذر شراره ها

تیر نگاه هرزه ها حکم خلاصے ڪه گرفت
نوبت حبس تو ومن... زیر گره ها شل وسفت


روسرے سیاه من ! بخواب روی شانہ ام
خمیده پشت من ، بیا بدون پشتوانہ ام

نقش سپید غصہ ها ، زده به تار موے من
پود سیاه شو ، بیا ... بباف آبروے من

نجابت شرقے من ! قفل تنیده روی لب
بر آفتاب صورتم نشستہ سایہ هاے شب

سہم من از زنانگے !‌ روسرے سیاه من
بپیچ دور گردنم ‌ ببند راه آه من...
دیدگاه ها (۱)

ﻛﻤﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﻮ ﻭ ﯾﻚ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺷﻜﻞ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﯾﺲﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻭﺻﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﻟ...

اهل همین کوچه ی بن بست کـناریکه تو از پنجره اش پای به قلب من...

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشودچشم تو قسمت من بوده و باید بشو...

بودنم مثل ِ نبودن بوده از بس نیستیبوده‌ای یا نه؟ نمی‌دانم ؟!...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

پارت ۵۱

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

سناریو

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰یک ماه بعد...رینا گرد...

#ددی_من | قسمت دوم: مدیر جدیدهمهمه و سروصدا توی راهروهای دبی...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط