{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه اول

نگاه اول 🎧✨
پارت⁶
ارسلان: بردارررررر


دیانا: نه

ارسلان: باش باش میای خونه من


دیانا: نه

ارسلان: ب نیکا و امیر هم هستن

دیانا: بزار زنگ بزنم ب نیکا

ارسلان: بزن

دیانا: زنگ زدم جواب داد

نیکا: سلام جانم

دیانا: سل نیکا ط خونه ارسلان و امیر هستی

نیکا: عاره بیا حال میده

دیانا: اوک قطع کرد منم ب ارسلان گفتم بریم

ارسلان:باش خانوم خانوما

سوار ماشین شدیم رفتیم

ارسلان: رسیدم

دیانا: باش

رفتیم بالا سلام اینها کردیم و منو نیکا رفتیم ط ی اتاق چ قشنگ بود اومدیم بیرون دیدیم امیر و ارسلان نیستن

نیکا: کجان

دیانا: نمیدونم

ی دفعه صدا امد

ارسلان در رو قفل کرد. و گفت بیاید اتاق گفتیم چرا گفت شما ها بیاید

رفتیم دیدیم امیر و ارسلان لباس هاشون رو در اورد گفتیم چیه

امیر: بیا بشینید

ما گفتم باش

ارسلان هم در اتاق رو قفل کرد


ی دفعه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرسی ۱۵تایی شدیم😞❤️‍🩹🫀
۲۰تایی شدیم پارت بعد رو میزارم🦋🕷
🎧✨
دیدگاه ها (۱۴)

:)

هنوز یوتویب های قدیمیشون رو میبینم🥺✨

نگاه اول🎧✨پارت⁵ــــــــــــــــــــــــــــــ⁴روز بعدـــــــ...

نگاه اول🎧✨پارت ⁴ پیام امد سلام ارسلانم جواب بده من جواب نداد...

رمان بغلی منپارت ۱۴۵و۱۴۶و۱۴۷و۱۴۸دیانا: این جمعیت و اصلا نمی‌...

رمان بغلی من پارت ۱۵۷و۱۵۸و۱۵۹و۱۶۰ارسلان: خیلی ناز شدی کوچولو...

رمان بغلی من پارت ۱۳۴و۱۳۵و۱۳۶و۱۳۷ارسلان: آخيش آنقدر وول نخور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط