{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p³:



جونگ کوک مدام پشت سر هم غر میزد و زیر لب ناسزایی می‌گفت تا حداقل چند تا کلمه از گوش های ا.ت دور بمونه
ا.ت همچنان استوار و البته سلانه سلانه به راه رفتن ادامه میداد و لپتاپش رو توی دستش محکم میکرد
زمزمه های جونگ کوک به غرش و غرش هاش به حرف های بلند بلندی تبدیل شد که مطمئنا توی گوش های ا.ت زنگ میزد: چرا انقد باهام بد تا می‌کنی؟! چرا بی رحمی؟؟ چرا نمی‌بینی که این چیزی که زیر استخون های قفسه سینه من گیر افتاده داره برای تو میتپه؟!

به عبارتی راست می‌گفت.. هر دوی اونها در احساسات جونگ کوک نسبت به ا.ت خبر داشتن و شاید ا.ت هم همین حسو داشت..
ولی جونگ کوک هنوز بعد از ۳ سال حتی به یکی از حرف های ا.ت عمل نکرده!

طاقت جونگ کوک به تاب اومده بود، مرز های صبرش تموم شده بود و عقلش از رینگ مسابقات بین منطق و احساس خارج شده بود..سخت ترین و غلیظ ترین نقطه احساساتش تخت فشار قرار گرفته بود و افسار پاره کرده بود
سد معبر راه ا.ت شد، حتی یک قدم هم فاصله ایی برای حرکت نداد.. فاصله ای کمتر از یک قدم و بیشتر از یک وجب..
میشد دید که عضلات سینه جونگ کوک با هر نفس بالا و پایین می‌ره ، حتی از زیر لباس هم میشد منقبض یا کشیده شدن عضلات گردن و شونه های جونگ کوک رو حس کرد
نفس های جونگ کوک تند و سنگین شده بود، نفس هاش مثل چاقو هوا رو می‌برید..
جونگ کوک نفسش رو بلعید.. دم، بازدم..دم و دوباره بازدم
صداش رو توی گلوش محکم کرد، مطمئن از حرفی که میخواد بزنه
دست هاش رو به گوشه ترین نقطه کمر ا.ت رسوند و با صدایی که مطمئن شد که همه و همه میتونن بشنون فریاد زد: پارک ا.ت..من، جئون جونگکوک..عوضی ترین آدم این کالج
سه سالِ چه بی وقفه دوستت دارم..و تو هر روز از این سه سال بهم بی اعتنایی کردی.. و حالا در ملا عام جار میزنم که دوستت دارم.. رجز نمیخونم که باید مال من باشی...ولی آرزوی من اینه..که تو مال من باشی.. و فقط و فقط مال من...
صدای جونگ کوک توی اعماق گلویش گیر کرد ، تیله های گرد و مشکی جونگ کوک به چشم های ا.ت خیره شد
لب های ا.ت به لبخندی پر غرور و ناز تبدیل شد و تک‌خنده ایی از سر مغرور بودن به صدا در آورد: هی جئون؟ تاحالا کسی بهت گفته چه ایده های بدی داری یا چه آدم کله خراب و مغز خر گاز زده ای هستی؟!
لب های جونگ کوک خندید و این حرف ا.ت رو نوعی «بله» به حساب خودش در نظر گرفت
بدنش رو به سمت ا.ت خم کرد تا با ا.ت چشم تو چشم بشه: تا حالا کسی بهت گفته من خرابِ ایده های بدم!!؟

(از چرت بودنش هرچقدر بگم کم گفتم💅🏻🎀☺️☺️)

خبخبخبخببب بلوبریام یه لایک و کامنت کوچولو می‌تونه خیلی خوشحالم کنه بوس بهتون
دیدگاه ها (۴۷)

قشنگای نیلا:)حالتون چطوره؟

p²:پارت دوسگرمه های در هم رفته اش باز شد و دستاش کنار بدنش پ...

خبخبخبخببب با یه سه پارتی اومدم خدمتتون:))p¹:چکمه های مشکی ر...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط