ادامه از پست قبل
ادامه از پست قبل
نخستین نشان از نشانه های سه گانه
به خودم گفتم: «اگر براستی این جناب، با آن سوابق ننگین بخواهد امام شود، دیگر باید مقام امامت و ولایت را بدرود گفت.» چرا که من او را به خوبی میشناختم که مشروبات حرام مینوشد و در کاخ خلیفه بیدادگر «عباسی»با همپالکیهایش قمار میکند و طتبور مینوازد. بناچار پیش رفتم و چون بسیاری، هم شهادت حضرت عسکری علیهالسلام را تسلیت گفتم و هم بر ادعای امامت او تبریک؛ اما با همه وجود در اندیشه سخنان امام عسکری علیهالسلام و نشانه هایی بودم که برای امام راستین پس از خویش بیان فرموده بود.
جعفر، پاسخ تسلیت و تهنیت مرا گفت، اما نه چیزی خواست و نه از مطلبی پرسید.
درست در همین هنگام «عقید» آمد و به جعفر گفت: «سرورم! پیکر مطهر حضرت عسکری را کفن کرده ایم و آماده است که نماز بگذارید.»
جعفر در حالی که عناصری از جاسوسان دستگاه خلافت، پیشاپیش او و گروهی از شیعیان با نگرانی اطراف او را گرفته بودند، برای نماز بر پیکر پاک حضرت عسکری وارد صحن خانه شد و بسوی آن رفت تا نماز بخواند، اما هنگامی که تصمیم گرفت نماز را آغاز کند بناگاه کودکی بسان ماه پاره، با نقاب بر چهره و با موهایی پرپشت و زیبا و با دندانهایی باز و شمرده که با فاصله های متناسب به سبک دلنشینی ردیف شده بودند، از درون خانه تجلی کرد و با شجاعت و شهامتی وصفناپذیر، ردای «جعفر» را گرفت و به شدت او را عقب راند فرمود: «تأخر یا عم! فأنا أحق بالصلاة علی أبی.» (1).
یعنی: عمو! عقب برو! من باید بر پیکر پاک پدر نماز گذارم نه تو، چرا که من بر نماز خواندن بر پیکر مطهر پدرم، از همه زیبنده ترم.
«جعفر» در حالی که رنگ از چهره اش پریده بود، عقب نشینی کرد و آن کودک شکوهمند پیش آمد و بر بدن پاک حضرت عسکری علیهالسلام نماز خواند و پیکر مطهر او در کنار مرقد منور پدرش، امام هادی علیهالسلام به خاک سپرده شد.
ادامه در پست بعدی
(1). اکمالالدین، ص 475.
#اسلام
#امام
#شیعه
#شهدا
#حجاب
#عفاف
#حیا
#نجابت
#پاکدامنی
#رهبری
#مذهبی
#یا_علی
#یا_مهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_تنها_آقای_خاص_من
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
نخستین نشان از نشانه های سه گانه
به خودم گفتم: «اگر براستی این جناب، با آن سوابق ننگین بخواهد امام شود، دیگر باید مقام امامت و ولایت را بدرود گفت.» چرا که من او را به خوبی میشناختم که مشروبات حرام مینوشد و در کاخ خلیفه بیدادگر «عباسی»با همپالکیهایش قمار میکند و طتبور مینوازد. بناچار پیش رفتم و چون بسیاری، هم شهادت حضرت عسکری علیهالسلام را تسلیت گفتم و هم بر ادعای امامت او تبریک؛ اما با همه وجود در اندیشه سخنان امام عسکری علیهالسلام و نشانه هایی بودم که برای امام راستین پس از خویش بیان فرموده بود.
جعفر، پاسخ تسلیت و تهنیت مرا گفت، اما نه چیزی خواست و نه از مطلبی پرسید.
درست در همین هنگام «عقید» آمد و به جعفر گفت: «سرورم! پیکر مطهر حضرت عسکری را کفن کرده ایم و آماده است که نماز بگذارید.»
جعفر در حالی که عناصری از جاسوسان دستگاه خلافت، پیشاپیش او و گروهی از شیعیان با نگرانی اطراف او را گرفته بودند، برای نماز بر پیکر پاک حضرت عسکری وارد صحن خانه شد و بسوی آن رفت تا نماز بخواند، اما هنگامی که تصمیم گرفت نماز را آغاز کند بناگاه کودکی بسان ماه پاره، با نقاب بر چهره و با موهایی پرپشت و زیبا و با دندانهایی باز و شمرده که با فاصله های متناسب به سبک دلنشینی ردیف شده بودند، از درون خانه تجلی کرد و با شجاعت و شهامتی وصفناپذیر، ردای «جعفر» را گرفت و به شدت او را عقب راند فرمود: «تأخر یا عم! فأنا أحق بالصلاة علی أبی.» (1).
یعنی: عمو! عقب برو! من باید بر پیکر پاک پدر نماز گذارم نه تو، چرا که من بر نماز خواندن بر پیکر مطهر پدرم، از همه زیبنده ترم.
«جعفر» در حالی که رنگ از چهره اش پریده بود، عقب نشینی کرد و آن کودک شکوهمند پیش آمد و بر بدن پاک حضرت عسکری علیهالسلام نماز خواند و پیکر مطهر او در کنار مرقد منور پدرش، امام هادی علیهالسلام به خاک سپرده شد.
ادامه در پست بعدی
(1). اکمالالدین، ص 475.
#اسلام
#امام
#شیعه
#شهدا
#حجاب
#عفاف
#حیا
#نجابت
#پاکدامنی
#رهبری
#مذهبی
#یا_علی
#یا_مهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_تنها_آقای_خاص_من
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
- ۳۳۶
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط