{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم می‌دوزم به دستانی که در دست تو بود

چشم می‌دوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفته ام را بازخوانی می‌کنم
دیدگاه ها (۱)

...صد بار جان بدادم وز پای درفتادمبار دگر بزادم ؛چون بانگ تو...

اظهار پریشانی یعقوب سبب شدیوسف به پدر پیرهنش را برساندیا رب ...

زمانه با همه پیچ و تاب نتواندبگیرد از سر ما شور نینوای حسینب...

کوچ می‌کنیم به خاطرات توبازخوانی دیدار رهبر جانفدا با تعدادی...

دنبال کن دنبال شی

میگه چجوری کاراکتر های مرد خاطرات خون آشام دست تو رو می‌گیرن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط