{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بستی در بروی من

چو بستی در بروی من
به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی
به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من
که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم
نقش تو در خود جستجو کردم
دیدگاه ها (۱)

جاناخُـودت هـم می دانیخیالت مرابی خیال همـه ِعـالم کـرده اسـ...

سر من مست جمالت دل من دام خیالتگهر دیده نثار کف دریای تو دار...

با قوت بازوان عشقتسر پنجه ی صبر ناتوان است..

همیشگی باش، خب؟؟؟ یک مشترک در دسترس …یکی که توی هر مناسبت کن...

دزیره

مایکی: میخوام تیرو از‌بدنت دربیارم بخیه بزنمت و باند پیچیت ک...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط