چو بستی در بروی من

چو بستی در بروی من
به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی
به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من
که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم
نقش تو در خود جستجو کردم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

رمان عشق ممنوع

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

عاشقانه های شبنم

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط