{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آری اوج بیچارگی است که شاعر باشی و

آری اوج بیچارگی است که شاعر باشی و
همه شهر عاشق شعرهایت.
ولی...

ندانی که او نخوانده است حتی یک بیت از غزل هایت!
آری اوج تنهایی است که همه باشند در
کنارت.
ولی....

ندانی که او نمیخواهد باشد در کنارت!
آری اوج دلتنگی است با همه حجم دلواپس هایت
ولی....

ندانی که او لحظه ای هم نکرده یادت!
آری اوج عاشقی است با همه دلدادگی هایت
ولی...

ندانی که او نمیخواهد تو را حتی در اسم روی کتاب هایت!
آری اوج بدبختی است که ثانیه ی هم نباشد که نباشد در افکارت.
ولی....

ندانی که او نمیخواهد حتی باشد لحظه ای در شعرهایت!
آری اوج دیوانگی است خطاب کنی او را به همه دنیایت
ولی....

ندانی که او خنده زند هر لحظه بر همه دیوانگی هایت.



مریم_رحیمی __دست_نوشته_های_من #دیوانه
#عاشق
دیدگاه ها (۳)

کاش میتوانستم تمام نکات غزل های دلم را بدون هیچ قافیه و ردیف...

تو مثل غزل میمونی ناب و عاشقانه ،مثل گلهای باغچه زیبا و دلبر...

زندگی دوران عجیبی است، زندگی جزرو مدهای پی درپی دلبستگی های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط