پارت۱۵
ویو بورام:
پس که اینطور اونا اینو میخوان اما محاله من کم بیارم بعد اون همه تحقیر و مسخره شدن و بی تفاوتی مگه ممکنه خودمو جمع و جور کردم و رفتم پایین
ب.خب ببخشید رفتم
د.چیشده بود؟
ب.هیچی
د.باشه پس بشین دخترم
ب.باشه
د.من میرم غذا رو بیارم
د.منم میام
ب.باشه
*فلش بک به بعد غذا*
نامی.خیلی ممنونم
د.خواهش میکنم نوش جان
ج.خب بیاید بشینید یکم حرف بزنیم بورام کجا میری ب.میرم تو بالکن
ج.باشه
*بورام میره*
شوگا.خب جین الان رابطه سوهو بورام چطوره
ج.بد نیست یه کوچولو بهتر شده
جیمین.خب همینم خوبه
هوپی.من میرم تو بالکن پیش بورام
ج.باشه
ته.واسه چی میری
هوپی. میرم ببینم چیکار میکنه
کوک.باشه برو
(بچه ها رابطه بورام با همه اعضا خوبه ولی با جیهوپ صمیمی تره)
ویو بورام:
تو بالکن نشسته بودم و داشتم تک تک اتفاقات زندگی رو برسی میکردم ببینم بابام و خانوادم کجا بهم یکم محبت کردن اما اصلا جایی رو پیدا نکردم خیلی ناراحت بودم که صدای عمو جیهوپ رو از پشت سرم شنیدم برگشتم دیدم خودشه
هوپی.بورام
ب.بله عموجون
هوپی.خوبی
ب.بله
هوپی.ولی چشمات و نوع لحنت یه چیز دیگه میگه
ب.نه من خوبم
هوپی. واقعا
ب.بله
هوپی.بورام منو نگاه کن
ب.بله
هوپی.تو چشمام زل بزن
ب.برای چی
هوپی.تو زل بزن
ب.باشه خب
هوپی.حالا راستشو بگو
ب.هوفف راستش عمو دارم فکر میکنم بابام و خونوادم کجای زندگیم بهم محبت کردم هیجارو گیر نمیارم
هوپی.عزیزم آروم باش ببین بابات میخواد برات جبران کنه
ب.هه جبران دیگه خیلی دیر شده اونموقع که میخواسمشون نبودن الانم منو نمیخوام
هوپی.عزیزم بهشون فرصت بده
ب.کسایی که تو ۱۴سال تغییر نکردن بعید تغییر کنن هرچند اونا از اول منو نمیخواستن
هوپی.منظورت چیه؟
ب.هیچی ولش کن*بغض*
هوپی.چرا بغض کردی بگو ببینم چیشده
ب.عمو اونا نمیخواستن من به دنیا بیام*گریه*
هوپی.منظورت چیه؟
ب.خودم شنیدم*گریه*
هوپی.خب بگو ببینم
*فلش بک به ۶ماه پیش*
ج.هوفف خسته شدم داسام
د.از چی؟
ج.از این دختره نحس ای کاش از اول میزاشتیمش بهزیستی ازش متنفرم
د.بس کن جین
ج.چیو بس کن
د.تو اونموقع هم نخواستی و میخواستی سقطش کنی یادت نیست
*فلش بک به ۱۴ سال پیش*
ج.آقای دکتر میشه دخترمونو سقط کنیم
د.بله ولی چون دوقلوان پسرتونم سقط میشه
ج.نه نه نمیخوام پسرم آسیب ببینه نمیخوام ولی لطفا به همسرم نگید
د.چشم
*فلش بک به زمانی که داشتن حرف میزدن*
د. من حرفاتو شنیدم تو میخواستی دخترو سقط کنی
ج.مگه خوت نخواستی ها نگفتی میخوام دخترو سقط کنم
د.آره ولی الان دوستش دارم اون تنها دخترمه
ج.منم سوهو رو دوست دارم اون تنها پسرمه
د. هوف از دست تو ولش کن
*فلش بک به زمان حال*
ب. *گریه شدید*
هوپی. آروم باش ببین اونا پشیمونن
ب. برام مهم نیست عمو حتی اگر پشیمون باشن کسایی رو که میخواستن منو سقط کنن هیچ وقت نمیبخشم چون اونموقع منو نخواستن
هوپی. من نمیدونم چی بگم ول کن بیا بریم تو باشه شما برید منم میام
هوپی.اوکی
ویو جین:
رفتم ببینم هوپی و بورام چی میگن و حرفاشونو کامل شنیدم گریم گرفته بود من میخواستم دخترمو بکشم اون درست میگه اگر نبخشتم حق داره رفتم دستشویی صورتمو شستم حالم بد بود خیلیم بد بود رفتم اونجا دیدم پیش اعضا
ته. خب مادیگه میریم
س. کجا عمو میموندین حالا
کوک.نه دیگه عزیزم دیرمون شده بریم
د. خیلی خب
شوگا. خب جین واسه فردا که کنسرته آماده شو
ج.اوکی
ب. خداحافظ به سلامت
اعضا. خداحافظ
همه. خداحافظ
ادامه دارد...
ببخشسد میدونم خیلی دیر شد
پس که اینطور اونا اینو میخوان اما محاله من کم بیارم بعد اون همه تحقیر و مسخره شدن و بی تفاوتی مگه ممکنه خودمو جمع و جور کردم و رفتم پایین
ب.خب ببخشید رفتم
د.چیشده بود؟
ب.هیچی
د.باشه پس بشین دخترم
ب.باشه
د.من میرم غذا رو بیارم
د.منم میام
ب.باشه
*فلش بک به بعد غذا*
نامی.خیلی ممنونم
د.خواهش میکنم نوش جان
ج.خب بیاید بشینید یکم حرف بزنیم بورام کجا میری ب.میرم تو بالکن
ج.باشه
*بورام میره*
شوگا.خب جین الان رابطه سوهو بورام چطوره
ج.بد نیست یه کوچولو بهتر شده
جیمین.خب همینم خوبه
هوپی.من میرم تو بالکن پیش بورام
ج.باشه
ته.واسه چی میری
هوپی. میرم ببینم چیکار میکنه
کوک.باشه برو
(بچه ها رابطه بورام با همه اعضا خوبه ولی با جیهوپ صمیمی تره)
ویو بورام:
تو بالکن نشسته بودم و داشتم تک تک اتفاقات زندگی رو برسی میکردم ببینم بابام و خانوادم کجا بهم یکم محبت کردن اما اصلا جایی رو پیدا نکردم خیلی ناراحت بودم که صدای عمو جیهوپ رو از پشت سرم شنیدم برگشتم دیدم خودشه
هوپی.بورام
ب.بله عموجون
هوپی.خوبی
ب.بله
هوپی.ولی چشمات و نوع لحنت یه چیز دیگه میگه
ب.نه من خوبم
هوپی. واقعا
ب.بله
هوپی.بورام منو نگاه کن
ب.بله
هوپی.تو چشمام زل بزن
ب.برای چی
هوپی.تو زل بزن
ب.باشه خب
هوپی.حالا راستشو بگو
ب.هوفف راستش عمو دارم فکر میکنم بابام و خونوادم کجای زندگیم بهم محبت کردم هیجارو گیر نمیارم
هوپی.عزیزم آروم باش ببین بابات میخواد برات جبران کنه
ب.هه جبران دیگه خیلی دیر شده اونموقع که میخواسمشون نبودن الانم منو نمیخوام
هوپی.عزیزم بهشون فرصت بده
ب.کسایی که تو ۱۴سال تغییر نکردن بعید تغییر کنن هرچند اونا از اول منو نمیخواستن
هوپی.منظورت چیه؟
ب.هیچی ولش کن*بغض*
هوپی.چرا بغض کردی بگو ببینم چیشده
ب.عمو اونا نمیخواستن من به دنیا بیام*گریه*
هوپی.منظورت چیه؟
ب.خودم شنیدم*گریه*
هوپی.خب بگو ببینم
*فلش بک به ۶ماه پیش*
ج.هوفف خسته شدم داسام
د.از چی؟
ج.از این دختره نحس ای کاش از اول میزاشتیمش بهزیستی ازش متنفرم
د.بس کن جین
ج.چیو بس کن
د.تو اونموقع هم نخواستی و میخواستی سقطش کنی یادت نیست
*فلش بک به ۱۴ سال پیش*
ج.آقای دکتر میشه دخترمونو سقط کنیم
د.بله ولی چون دوقلوان پسرتونم سقط میشه
ج.نه نه نمیخوام پسرم آسیب ببینه نمیخوام ولی لطفا به همسرم نگید
د.چشم
*فلش بک به زمانی که داشتن حرف میزدن*
د. من حرفاتو شنیدم تو میخواستی دخترو سقط کنی
ج.مگه خوت نخواستی ها نگفتی میخوام دخترو سقط کنم
د.آره ولی الان دوستش دارم اون تنها دخترمه
ج.منم سوهو رو دوست دارم اون تنها پسرمه
د. هوف از دست تو ولش کن
*فلش بک به زمان حال*
ب. *گریه شدید*
هوپی. آروم باش ببین اونا پشیمونن
ب. برام مهم نیست عمو حتی اگر پشیمون باشن کسایی رو که میخواستن منو سقط کنن هیچ وقت نمیبخشم چون اونموقع منو نخواستن
هوپی. من نمیدونم چی بگم ول کن بیا بریم تو باشه شما برید منم میام
هوپی.اوکی
ویو جین:
رفتم ببینم هوپی و بورام چی میگن و حرفاشونو کامل شنیدم گریم گرفته بود من میخواستم دخترمو بکشم اون درست میگه اگر نبخشتم حق داره رفتم دستشویی صورتمو شستم حالم بد بود خیلیم بد بود رفتم اونجا دیدم پیش اعضا
ته. خب مادیگه میریم
س. کجا عمو میموندین حالا
کوک.نه دیگه عزیزم دیرمون شده بریم
د. خیلی خب
شوگا. خب جین واسه فردا که کنسرته آماده شو
ج.اوکی
ب. خداحافظ به سلامت
اعضا. خداحافظ
همه. خداحافظ
ادامه دارد...
ببخشسد میدونم خیلی دیر شد
- ۴.۶k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط