بچه ها من واقعا روم نمیشه اسمات بنویسم

بچه ها من واقعا روم نمیشه اسمات بنویسم

{علامت ها شوگا■ بورام ●}

{علامت ها پدر بورام@مادر بورام #}

{علامت ها پدر شوگا&مادرشوگا ¥}

{علامت ها جیمین ♣︎شایلین♠︎}

بورام ویو

رفتیم خونه که شوگا منو انداخت رو ی تخت مشترکمون

*اسمات*
*خودتون تصور کنید*
*ببخشید*

*صبح روز بعد*

بورام ویو

آنقدر درد میکرد که میخواستم جیغ بزنمم

●چاگیا

■جانم اومممم *خمیازه*

●دلممم

■درد میکنه

●اوهوم 🥺

■اوه بیبی بیا بریم حمام برات ماساژ بدم

●باش

*توی حمام*

شوگا با آب گرم دلمو ماساژ داد

■الان بهتری

●اوهوم

*سر میز صبحونه *

*گوشی بورام و شوگا با هم زنگ می‌خوره *

●جیمینه

■شایلینه

شوگا و بورام : ها؟ اوکی!

■دارن میان

●اره

■ببینم بین این دوتا چیزیه

●والا نمیتونم ولی توی عروسی ام کلا به هم چسبیده بودن اگه دقت کرده باشی توی عروسی هم با هم میرقصیدن 🤣😂

■اووووو 🤭🤣

●خب پاشو آماده شو که ۳۰ ساعت دیگه اینجان

■اره بریممم

...
دیدگاه ها (۰)

اسلاید ۱ : استایل شوگا اسلاید ۲ : استایل جیمین اسلاید ۳ : اس...

سیلاممممم مدرسه ام امروز به اتمام رسید پارت های خوبی در پیشه...

پروف عوض کنممم

بله منننن

دو پارتی اسمات از تهیونگخواهشا اونایی که دوس ندارن نخوننویو ...

■ به خاطر خودت ■ پارت ۲ فلش بک به صبح : عااایییی دلم درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط