مرا یکی تیغ مکشد یکی ضربه میزند
مرا یکی تیغ مکشد یکی ضربه میزند
یکی از دیدنم میخندد یکی نعره میزند
برای یکی شده ام فرهاد و کلنگ به دوش
یکی از دوری من و احساسم ناله میزند
یکی هر دم مرا به حضور خویش میخواند
یکی شراب بدستم میدهد طعنه می زند
برای یکی روزی من سلطان عالمم
یکی به چشم گدای کوچه گردوصله میزند
یکی مرا ترانه میکند به زبان خویش
یکی برای مرثیه های من زجحه میزند
یکی به درد خویش درمان میکند مرا
یکی میان بودنم کنار خود پرده میزند
به عقل خود که فکر میکنم از این بازی
شدم توپ فوتبال هر کسی ضربه میزند
.............والا!!!!!!!!
یکی از دیدنم میخندد یکی نعره میزند
برای یکی شده ام فرهاد و کلنگ به دوش
یکی از دوری من و احساسم ناله میزند
یکی هر دم مرا به حضور خویش میخواند
یکی شراب بدستم میدهد طعنه می زند
برای یکی روزی من سلطان عالمم
یکی به چشم گدای کوچه گردوصله میزند
یکی مرا ترانه میکند به زبان خویش
یکی برای مرثیه های من زجحه میزند
یکی به درد خویش درمان میکند مرا
یکی میان بودنم کنار خود پرده میزند
به عقل خود که فکر میکنم از این بازی
شدم توپ فوتبال هر کسی ضربه میزند
.............والا!!!!!!!!
- ۱.۴k
- ۰۵ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط