{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال می کردم

خیال می کردم
تو را باید
در همسایگی اردیبهشت
حوالی برگ های نارنج
در میان شکوفه های پرتقال جستجو کنم ..
تو را امروز اما...
اتفاقی...
در پیاده رو های پاییز دیدم
داشتی برای خودت قدم میزدی ..
اینجا چه میکنی بهار ؟!‎..
دیدگاه ها (۳۴)

ولی دیگه رورای آخرشهآخرین شنبه اردیبعشق #عاشقانه

دارد تمام می شود ؛اردیبهشتی که بوی نابِ باران و شکوفه می داد...

#عاشقانه

پارت ۱۲۰* رزت همینجوری بهم زل زده بود * کیان : رزت چیه؟ رزت ...

«آدم #امن زندگیت که خودشو تو خوشیا بهت ثابت نمیکنه،#امن بودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط