{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوشِ تو

آغوشِ تو
آن قفسِ شیرینی است
که هیچ پَرنده ای
قصد رهایی از آن را ندارد...!
دیدگاه ها (۳)

ازصدای گذرِ آب چنان فهمیدمتندتر از آبِ روانعمرِ گران می گذرد...

اینجا بودن من،بستگی دارد به تو..به حرفهایت،آرامشت، به بودنت....

ویـن الکاکیل ذکراکتارس لونی وعیونی احطک ویـنبالعینین اخاف تل...

شفت حبک أجانی وشایل أشواک یدک باب الکلب ویقول أحبک یلطولک حل...

ای دوری‌گزیده، ای نشسته به جان!شب‌ها، بی‌تو، قفس‌اند و خاطرا...

رهایی آن لحظه‌ای نیست که زنجیرها از دست و پایت باز می‌شوند؛ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط