{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📝

📝
بزرگترین اندوه در چشمان کسی ست که با صدای بلند می خندد ، همانی که بالشتش نیمه شب ، پنهانی خیس دلتنگی ست بی آنکه خودش هم بشنود طنین آرام آن همه ناآرامی را ! سخت ترین شنیده ها بر لبان اویی بسته میماند که سکوت را به اختیار و باعزت برمی گزیند . . .
اشک های بی صدا خنده های بلند ، حرف های درشت و سکوت های طولانی !
هرکجا که صدای قهقهه ای گوش آسمان را کر کرد و یا زبانی بسته ماند ، لحظه ای مکث باید کرد قبل از آنکه لباس قضاوت را پوشید قاضی شد و درجایی نشست که ازآنِ ما نیست !
به دیده ها نباید اعتمادی کرد، بنگر که دل چه میگوید وقتی کسی غرق در آشوب بلند بلند می خندد و دهان به احترامِ بغضی طولانی بسته می ماند
دیدگاه ها (۱)

اعداد کوچکتر از یک ، خواص عجیبی دارند!!! شاید بتوان آنها را ...

....................................ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺁﻣﺪﯼﺑﺮﺍ...

ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ...ﺷﻮﺭﯾﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳ...

ﺩﺭﻣﺴـــﻠﮏ ﻣﺎ ﺳﻮﺧﺘـــﻪ ﺩﻻﻥ ﻧﯿﺮﻧــﮓ ﺣـــــــﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖﺍﯾــــﻦ ﺑــ...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

مهتاب قرمزپارت دومصدای بسته شدن درِ بزرگ خانه هنوز در گوش مو...

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط