{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز را به باد سپردم ..

امروز را به باد سپردم ..
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز ِ دیگری را با خود می آورد
تا من دو باره آن را
بسپارمش به باد ...



{ فریدون مشیری }
دیدگاه ها (۵)

تا به کی باید رفتاز دیاری به دیار دیگرنتوانم، نتوانم جستنهر ...

قلبای ما دیگه شکستنی نیست حرف چشامون دیگه گفتنی نیست دلو ی...

.

.

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ من نمی دانم ـ و همین درد مرا سخت می...

او یک کنسرو باز کرد .و بوی آن بلند شد .پیرمرد با همین بو ، ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط