روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای ته مانده و فاسد را به فقی
روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای ته مانده و فاسد را به فقیری داد.
فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته از قصر بیرون رفت.
فقیر همه آنها را دور ریخت وبه جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید.
ثروتمند شگفت زده شد و گف:
چرا سبدی که پر از چیزهای کثف بود،
پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت :
هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا !!
اگر بخشش باعث کوچک شدن میشد، خداوند این قدر بزرگ نبود....
فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته از قصر بیرون رفت.
فقیر همه آنها را دور ریخت وبه جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید.
ثروتمند شگفت زده شد و گف:
چرا سبدی که پر از چیزهای کثف بود،
پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت :
هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا !!
اگر بخشش باعث کوچک شدن میشد، خداوند این قدر بزرگ نبود....
- ۴۶۲
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط