بشدت حالم خراب بود (سر یه سری چیزا موقع ساخت بازی) و تنها
بشدت حالم خراب بود (سر یه سری چیزا موقع ساخت بازی) و تنها همین جمله آخر این فیلم حالمو دگرگون کرد..🌝🫂
از اول تا آخرش بغض داشتم و اینجوری بودم که با تمام وجود این افرادو درک میکردم و هرجا حرص میخوردن منم فشار میخوردم برا خوشحالیشون ذوق کردم و تو سختیاشون جدا شریک شدم یهو عین بخشی از خانوادم شدن.. محدودیتایی که تو ساخت یه بازی داری، انتقادات منفی، اینکه ممکنه کسی تو و بازیت رو درک نکنه و یه عده به راحتی، زحمات چندسالهات رو به مسخره بگیرن.. اما در مقابل واکنش های مثبت و دیدن بازی کردن پلیرا چیزیه که خستگی چند سال زحمتو از تنت درمیاره..
حتی اگه به پول و شهرت برسی کسی عمق بازی رو نبینه و فقط به چشم یه بازی بهش نگاه کنه.. واقعا.. وحشتناکه..
چند سال روی ساخت یه بازی کار میکنی و در نهایت ممکنه اصن کسی متوجه نشه همچین چیزی تو دنیا وجود داره و یه نفر سعی داره از طریق ساخت این بازی خودشو بروز بده.. دقیقا اینطوری که نمیتونی با بقیه ارتباط بگیری پس سعی میکنی از طریق بازی اینکارو بکنی.. تروما های بچگی و تفکراتتو میریزی توش و اخرین چیزی که بهش فکر میکنی پوله! اولین هدفت درک شدنه..
و اینکه از بین هزاران نفر حداقل صد نفر عمق بازیو ببینن و نقدش کنن..
علاوه بر اون تنها بودن یا از دست دادن همکارت تو ساخت بازی واقعا وحشتناکه.. غم و شادی که شریک میشی یا پولی که همکارت بعد از ول کردنت با پروژه نیمه کاره به جیب میزنه و رسما هیچ غلطی نکرده..
منم یدونه از اون تنهاهام امیدوارم درست شه..🌚🫂
تنها چیزی که توش نبود تحریماییه که ما ایرانیا داریم و از این جهت درک نمیشیم..🌚
واقعا نیاز داشتم و دارم یه نفر که درک میکنه و شرایط منو داره باهام راجبش حرف بزنه..
سه تا بازی مستقل موفق و افرادی که برلش خون دل خوردن..
بازی super meat boy, fez, braid..
بعد اینجوری بود که یکی باباش سرطان گرفته مرده، یکی مامان باباش زیر قرضن و امیدش به موفقیت بازی چهارسالشه، یکی میخواد از تنهایی دربیاد و یکی..
یه نفرشون میگفت من بچه بودم کلی هیولا میکشیدم و معلمم گفت باید تست سلامت روان بدم و وقتی مامانم گفته بچه داره خلاقیت به خرج میده گفته اینا درخواست کمکه..
منم بچه بودم همیشه تو دنیای خودم بودم و معلممون میگفت مشکل شنوایی دارم..🤡💔
اینکه طرف میخواست قرضای خانوادشو بده یا اون یکی برای زنش (گذشته از اینکه زنش چجوری هواشو داشت صحنه خواستگاریش خدا بود..😂🤝) خونه بگیره و همه اینارو منم درک میکردم..
یا یکیشون میگفت یه بازی ساخته که توش کارکتر اصلی بین سیاره ها میگرده تا دوست پیدا کنه و مشکلاشونو حل میکنه ولی بازم راضی نیستن و تنها میمونه، بعد بین نقاشیای بچگیش یه همچین چیزی پیدا کرده که خودشو تو فضا کشیده و نوشته من تو فضام و فضا دوستمه..
منم همیشه تنها بودم..
یکیشون میگفت من سر ساخت بازی اجتماعی بودنمو از دست دادم و اره با ساخت بازیش سعی داشت ارتباط برقرار کنه ولی مسخرش کردن (منم بازیشو پلی دادم)
یا یکیشون بخاطر اینکه همکارش تو ساخت بازی ولش کرده بود و (این تنها بازیو ساخته بود) طرف رضایت نمیداد نمیتونست بازیو انتشار بده و واقعا میگفت که میترسم بکشمش و خب اره..
من که جاش بودم میکشتمش..
و اره..
دیدنشون حالمو خیلی خوب کرد چون دیدم ادمایی مثل من وجود دارن..
درکل اگه تو این زمینه علاقه یا تمرین دارین عمرا اینو از دست ندین..🌝🤝
و میدونین..
دیدن ایرانیای رومخی که میگن کدوم کـ*ـصخلی برای بازی پول میگیره یا نوبای بچه سالی که نظرای بیخود برای بازی میدن و مسخره بازی درمیارن امتیازت میاد پایین باعث میشه به فکر بیفتم قاتل زنجیره ای هم شغل بدی نیس..🤡👍🏻
از اول تا آخرش بغض داشتم و اینجوری بودم که با تمام وجود این افرادو درک میکردم و هرجا حرص میخوردن منم فشار میخوردم برا خوشحالیشون ذوق کردم و تو سختیاشون جدا شریک شدم یهو عین بخشی از خانوادم شدن.. محدودیتایی که تو ساخت یه بازی داری، انتقادات منفی، اینکه ممکنه کسی تو و بازیت رو درک نکنه و یه عده به راحتی، زحمات چندسالهات رو به مسخره بگیرن.. اما در مقابل واکنش های مثبت و دیدن بازی کردن پلیرا چیزیه که خستگی چند سال زحمتو از تنت درمیاره..
حتی اگه به پول و شهرت برسی کسی عمق بازی رو نبینه و فقط به چشم یه بازی بهش نگاه کنه.. واقعا.. وحشتناکه..
چند سال روی ساخت یه بازی کار میکنی و در نهایت ممکنه اصن کسی متوجه نشه همچین چیزی تو دنیا وجود داره و یه نفر سعی داره از طریق ساخت این بازی خودشو بروز بده.. دقیقا اینطوری که نمیتونی با بقیه ارتباط بگیری پس سعی میکنی از طریق بازی اینکارو بکنی.. تروما های بچگی و تفکراتتو میریزی توش و اخرین چیزی که بهش فکر میکنی پوله! اولین هدفت درک شدنه..
و اینکه از بین هزاران نفر حداقل صد نفر عمق بازیو ببینن و نقدش کنن..
علاوه بر اون تنها بودن یا از دست دادن همکارت تو ساخت بازی واقعا وحشتناکه.. غم و شادی که شریک میشی یا پولی که همکارت بعد از ول کردنت با پروژه نیمه کاره به جیب میزنه و رسما هیچ غلطی نکرده..
منم یدونه از اون تنهاهام امیدوارم درست شه..🌚🫂
تنها چیزی که توش نبود تحریماییه که ما ایرانیا داریم و از این جهت درک نمیشیم..🌚
واقعا نیاز داشتم و دارم یه نفر که درک میکنه و شرایط منو داره باهام راجبش حرف بزنه..
سه تا بازی مستقل موفق و افرادی که برلش خون دل خوردن..
بازی super meat boy, fez, braid..
بعد اینجوری بود که یکی باباش سرطان گرفته مرده، یکی مامان باباش زیر قرضن و امیدش به موفقیت بازی چهارسالشه، یکی میخواد از تنهایی دربیاد و یکی..
یه نفرشون میگفت من بچه بودم کلی هیولا میکشیدم و معلمم گفت باید تست سلامت روان بدم و وقتی مامانم گفته بچه داره خلاقیت به خرج میده گفته اینا درخواست کمکه..
منم بچه بودم همیشه تو دنیای خودم بودم و معلممون میگفت مشکل شنوایی دارم..🤡💔
اینکه طرف میخواست قرضای خانوادشو بده یا اون یکی برای زنش (گذشته از اینکه زنش چجوری هواشو داشت صحنه خواستگاریش خدا بود..😂🤝) خونه بگیره و همه اینارو منم درک میکردم..
یا یکیشون میگفت یه بازی ساخته که توش کارکتر اصلی بین سیاره ها میگرده تا دوست پیدا کنه و مشکلاشونو حل میکنه ولی بازم راضی نیستن و تنها میمونه، بعد بین نقاشیای بچگیش یه همچین چیزی پیدا کرده که خودشو تو فضا کشیده و نوشته من تو فضام و فضا دوستمه..
منم همیشه تنها بودم..
یکیشون میگفت من سر ساخت بازی اجتماعی بودنمو از دست دادم و اره با ساخت بازیش سعی داشت ارتباط برقرار کنه ولی مسخرش کردن (منم بازیشو پلی دادم)
یا یکیشون بخاطر اینکه همکارش تو ساخت بازی ولش کرده بود و (این تنها بازیو ساخته بود) طرف رضایت نمیداد نمیتونست بازیو انتشار بده و واقعا میگفت که میترسم بکشمش و خب اره..
من که جاش بودم میکشتمش..
و اره..
دیدنشون حالمو خیلی خوب کرد چون دیدم ادمایی مثل من وجود دارن..
درکل اگه تو این زمینه علاقه یا تمرین دارین عمرا اینو از دست ندین..🌝🤝
و میدونین..
دیدن ایرانیای رومخی که میگن کدوم کـ*ـصخلی برای بازی پول میگیره یا نوبای بچه سالی که نظرای بیخود برای بازی میدن و مسخره بازی درمیارن امتیازت میاد پایین باعث میشه به فکر بیفتم قاتل زنجیره ای هم شغل بدی نیس..🤡👍🏻
- ۸.۰k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط