فیک عشق زیبای من
فیک عشق زیبای من
پارت ۸
ا.ت: این این همینه من همینوووو میخواممم. با ذوق
جیمین: باشه باشه بیا بریم ببینم چیه. از ذوق ا.ت خندش گرفت
رفتیم لباسی که ا.ت میخواست ببینیم
بچه ها فروشنده رو با & نشون میدم
&: سلام خوش امدین بفرمایید اگه چیزی چشمتون رو گرفته من براتون بیارم
ا.ت: چیزه عععع اون لباس عروسی که تو ویترین بود
&: لباس های زیادی تو ویترین هست بیاین بگید کدومه
ا.ت: رفتیم و لباس رو نشون دادم که دیدم جیمین داره خنده عصبی میکنه رفتم پیشش
ا.ت: شوهری چیزی شده اقامون😊😇
جیمین: ا.ت ا.ت ا.ت این لباسووو من فقط ۱۰۰بار تووو گوشی بهت نشون دادمم اخ که چقدر شما دخترا ناز دارید امشب یه جوری تلافی کنم که تو عروسی هم نتونی راه بری🤨😬😈😊
ا.ت: جیمین؟
جیمین: جانم خانوم پارک
ا.ت: یک باهات قهرم دو میخواستی زن نگیری سه من دارم میرم پروف کنم چهار دوباره باهات قهرم
جیمین: باشه خانومم هر طور راحتی ولی امشب از دستم نمیتونی در بری 😈
ا.ت: 😑
&: بفرمایید اینم لباس
رفتم لباس پروف کردم امدم بیرون جیمین سرش رو تو گوش اورد بیرون بهم نیشخند زد روشو کرد طرف فروشنده و گفت
جیمین: اهان میبینید چه زن خوشکلیییی دارممم
ا.ت: رفتم سمتش از خجالت سرمو کردم تو گردنش گفتم جیمیناااا
جیمین: عشقم تو باهام قهر نبودی
ا.ت: مگه میشه با همچین شوهرییی قهر کرددد اخه
جیمین: میدونی خیلی تو این لباس خوشگل شدی خانومم
ا.ت: خوب اگه خوبه همینو بگیریم
جیمین: بفرمایید. کارت رو میده به فروشنده
بعد لباس ا.ت رفتم حلقه خریدیم ( عکس حلقه رو میزارم) و گفش برای ا.ت الان رفته بودیم تا برا من لباس بخریم که دیدم...خماااااری
لباس عروس اسلاید اول کفش اسلاید دو عکس حلقه رو هم میزارمممم
خدافظ تا پارت بعدییییییییییییی ❤️❤️❤️
پارت ۸
ا.ت: این این همینه من همینوووو میخواممم. با ذوق
جیمین: باشه باشه بیا بریم ببینم چیه. از ذوق ا.ت خندش گرفت
رفتیم لباسی که ا.ت میخواست ببینیم
بچه ها فروشنده رو با & نشون میدم
&: سلام خوش امدین بفرمایید اگه چیزی چشمتون رو گرفته من براتون بیارم
ا.ت: چیزه عععع اون لباس عروسی که تو ویترین بود
&: لباس های زیادی تو ویترین هست بیاین بگید کدومه
ا.ت: رفتیم و لباس رو نشون دادم که دیدم جیمین داره خنده عصبی میکنه رفتم پیشش
ا.ت: شوهری چیزی شده اقامون😊😇
جیمین: ا.ت ا.ت ا.ت این لباسووو من فقط ۱۰۰بار تووو گوشی بهت نشون دادمم اخ که چقدر شما دخترا ناز دارید امشب یه جوری تلافی کنم که تو عروسی هم نتونی راه بری🤨😬😈😊
ا.ت: جیمین؟
جیمین: جانم خانوم پارک
ا.ت: یک باهات قهرم دو میخواستی زن نگیری سه من دارم میرم پروف کنم چهار دوباره باهات قهرم
جیمین: باشه خانومم هر طور راحتی ولی امشب از دستم نمیتونی در بری 😈
ا.ت: 😑
&: بفرمایید اینم لباس
رفتم لباس پروف کردم امدم بیرون جیمین سرش رو تو گوش اورد بیرون بهم نیشخند زد روشو کرد طرف فروشنده و گفت
جیمین: اهان میبینید چه زن خوشکلیییی دارممم
ا.ت: رفتم سمتش از خجالت سرمو کردم تو گردنش گفتم جیمیناااا
جیمین: عشقم تو باهام قهر نبودی
ا.ت: مگه میشه با همچین شوهرییی قهر کرددد اخه
جیمین: میدونی خیلی تو این لباس خوشگل شدی خانومم
ا.ت: خوب اگه خوبه همینو بگیریم
جیمین: بفرمایید. کارت رو میده به فروشنده
بعد لباس ا.ت رفتم حلقه خریدیم ( عکس حلقه رو میزارم) و گفش برای ا.ت الان رفته بودیم تا برا من لباس بخریم که دیدم...خماااااری
لباس عروس اسلاید اول کفش اسلاید دو عکس حلقه رو هم میزارمممم
خدافظ تا پارت بعدییییییییییییی ❤️❤️❤️
- ۲۶۱
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط