{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید که پنهانت کنم

باید که پنهانت کنم
در لحظه ی پیدا شدن
بندی از این جانت کنم
در نوبت رسوا شدن
باید که پروازم شوی
نعره ی آوازم شوی
در سایه ی آفتابیم
بر ظلمت مهتابیم
نقطه ی پرگارم شوی
کم نه که بسیارم شوی
ای عشق طلوع کن در شبم
یخ بسته از تاب و تبم
بشکاف بغض سینه را
آتش بزن آینه را
از نو مرا بیدار کن
آتش بزن بیمار کن #شهزاد
دیدگاه ها (۶)

عشق توالیغم و حسرت و دردتو مرا ومن به اوو او به رویای دگر......

قصه ی عشق غُصه ی دلدادگی است شرح شعله شدن از پروانگی است ی...

چاره ی ناچار ، دُچارت گشته ام قبله ی دل ، رهسپارت گشته ام س...

درد از عشق سرازیر است من زیر باران پی تو می گردم شاید از بوی...

با خارها راهش را میبندم: شباهت شمراخیه و بهائیت

جونگکوک همون چهره خونسرد در حالی که اندام ظریف وزیر آوا را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط