{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ان شب در ساحل 🌙

ان شب در ساحل 🌙
پارت( فکر کنم) ۷:
حالم خداروشکر داره بهتر میشه و قراره این مدتی که نبودم رو جبران کنم و چند تا سناریو فیک جدید هم بنویسم:
توکیتو مویچیرو ×گنیا
ساسونارو
شین سوکوکو
سوکوکو
و برنامه چند تا مثل عشقی بین :
ا/ت و ساسکه و ایتاچی(میخوام برادر هارو بندازم به جون هم😈)
ا/ت و دازای و چویا!
ا/ت و اکوتاگاوا و اتسوشی
ا/ت و شوتو و باکوگو!(اولین سناریو فیک از مای هیرو !)
اینارو احتمالا قراره که انجام بدم و چند تا هم از ستاره من و باد شکن هم در آینده توی برنامه ام میزارم و اگه بازم درخواستی داشتید بگید!
☆▪︎●•~`\♤♡■&*"☆
ویو نویسنده:

ساکورا حالش خیلی خوب نبود و یکم تو راه رفتن گیج بود و یه وقتایی انگار دنیا توی هم برای چند ثانیه پیچ می‌خورد و اونم یکم تلو تلو می‌خورد ولی نه هر لحظه و خیلی بقیه متوجه نشدن تا اینکه نیره پرسید
نیره:ساکورا_سان خوبی؟...شب خوب خوابیدی؟
ساکورا:نه نیره،اصلا درست نتونستم بخوابم!...
ویو نویسنده:
ولی بر خلاف ساکورا سئو که هم اتاقیش بود بنظر کاملا خوب خوابیده بود و اصلا مشکلی نداشت و چیزی نمیدونست ،کاملا معلومه چرا....و مشخصا سئو هم میدونه چرا ولی به ری خودش نمیاره! ولی سئو جان ما همه اینجا میدونیم دیشب!....اهم اهم!...بله!...
سئو:لیدیا_سان متوجه منظورتون نمیشم!....راجب چی حرف میزنید؟
نویسنده:آره جون عمه ات تو نمیدونی ها!....
(لیدیا لغب منه و اگه جایی گفتم لیدیا بدونین منظورم (خودم=نویسنده)هستم)
ویو نویسنده:ساکورا و بقیه سوار قطار شدن و ساکورا هم که دید نیره داره میره سمت یه صندلی دو نفره و درست سمت راست کسی که پیشش بشینه سئو نشسته قبل از نیره رفت و سریع پیش پنجره نشست و نیره درحال نشستن کنار ساکورا ازش پرسید
نیره:ساکورا_سان مشکلی پیش اومده؟
ساکورا:یکم حالم بد شده میخواستم هوا بخورم!....احتمالا دیشب چیزی خوردم که بهم نساخته!...
ویو نویسنده:هوی سئو داشت به تو متلک مینداخت ها!😏
سئو:لیدیا _سان اگه همینجوری بخواد پیش بره ممکنه میونمون خیلی شکر آب بشه!
نویسنده:خب مثلا قراره چیکار کنی؟...
سئو: دستم به شما نمیرسه لیدیا_سان ولی اگه شمام همش قرار باشه به من گیر بدین ممکنه برم ساکورا رو!....🔞*سانسور *🔞(داره از کردن....چیز نه نه....میگه میخواد با ساکورا نماز بخونه! )
ویو نویسنده: راستی اینم جاهای نشستن از عقب به جلو وقتی وارد کابین قطار میشی
*میتسوکی* *سئو* *نیره* *ساکورا*
*سوگه*
سوگه پشت ساکورا و نیره نشسته اگه متوجه نشدین !
خلاصه که هرجوری که بود اینا به شهر خودشون (اسمش رو یادم رفت اگه کسی یادشه بگه تو کامنتا لطفا 🙏) رو رسوندن و ساکورا همش سعی داشت از سئو دوری کنه و باهاش چشم تو چشم نشه!
پایان این پارت و من هم الان میرم از بقیه سناریو هایی که گفتم پارت بزارم و بگید که کدوم رو بیشتر دوست داشتید!
شرط پارت بعد هم
۱۰ لایک❤️
۵ کامنت
سایونارا مینا_سان 👋
دیدگاه ها (۳)

سناریو:ان شب در ساحل

سناریو:ان شب در ساحل

ان شب در ساحل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط