باز هم من ماندمو خلوتی سرد...
باز هم من ماندمو خلوتی سرد...
خاطراتی ز بگذشته ای دور...
یاد عشقی که با حسرتو درد رفتو پنهان شد در دل گور
گل سرخ صدایش دیدنی بود
تبسم های پاکش زندگی بود
برای دیدن مرگ غرورم
تسلای نگاهش زندگی بود
او بود محرمو سنگ صبورم
گر چه نبودش آوارگی بود ...
او یک دسته گل نیلوفرو یاس
ولیکن باغ دل پژمردنی بود...
رفتو در انبوه کفن ها گم شد او
خاطراتش دلیل شعری تازه گشت...
تو برو
من را خیالت بس است...
ـ مرا آرزوی عشقی نیست
بی دلان را چه آرزو باشد؟؟؟
خاطراتی ز بگذشته ای دور...
یاد عشقی که با حسرتو درد رفتو پنهان شد در دل گور
گل سرخ صدایش دیدنی بود
تبسم های پاکش زندگی بود
برای دیدن مرگ غرورم
تسلای نگاهش زندگی بود
او بود محرمو سنگ صبورم
گر چه نبودش آوارگی بود ...
او یک دسته گل نیلوفرو یاس
ولیکن باغ دل پژمردنی بود...
رفتو در انبوه کفن ها گم شد او
خاطراتش دلیل شعری تازه گشت...
تو برو
من را خیالت بس است...
ـ مرا آرزوی عشقی نیست
بی دلان را چه آرزو باشد؟؟؟
- ۴۲۱
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط