{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دست قشنگ و مهربانت را عصایی کن که برخیزم....

بیا دست قشنگ و مهربانت را عصایی کن که برخیزم....

و شور انگیز و شوق آلود به دامان شقایقها بیاویزم....

بدزدم تیشه ی فرهاد عاشق را...

و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فرو ریزم...

بسازم کلبه ی عشقی میان باغ فرداها....

و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم...

و نقش دیگری ریزم...
دیدگاه ها (۳)

بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم و شور انگیز و شوق...

آهوی من. برایت بسازم کلبه عشقی. میان باغ فرداها..و حافظ وار ...

از خیاطی پرسیدند:     زندگی یعنی چه ؟     گفت : دوختن پارگی ...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵🄼🅄🅂🄸🄲🄰🄻ای منظورتمــــــ...

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

هواللهم اجعل قلبي الموطن الوحيد لحضورك.الهی، قلبم را تنها جا...

ایده لباس حنا بندون

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط