{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دست قشنگ و مهربانت را عصایی کن که برخیزم....

بیا دست قشنگ و مهربانت را عصایی کن که برخیزم....

و شور انگیز و شوق آلود به دامان شقایقها بیاویزم....

بدزدم تیشه ی فرهاد عاشق را...

و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فرو ریزم...

بسازم کلبه ی عشقی میان باغ فرداها....

و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم...

و نقش دیگری ریزم...
دیدگاه ها (۳)

این عکس خیلی درد داره...💔

👍 👍 👍 👍 👍 👍

جیگرتو😍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط