{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏دلهره ی من

‏دلهره ی من
با کشف زمان آغاز شد.
لحظه ای که فهمیدم
هر لذتی در نهاد
خود راهی به
نیستی باز می کند ...
دیدگاه ها (۱)

لبخند میزنم بی دلیل ..عشق می ورزم بی تناسب .. زندگی میکنم بی...

هیچگاه به خاطر هیچ کس و هیچ چیزدست از ارزش هایت نکش چون زمان...

هیچ چیز پایدار نیستنه یاس و نه خوشحالیحتی زندگی هم زیاد پاید...

زحمت داردآدم بودن را مے گویماین را میشوداز مترسک ها آموختآنه...

‌ صبح☀️فقط آغاز یک روز تازه نیست…یادآوریِ این است کهنور همیش...

«زمان می‌گذرد، اما بعضی لحظه‌ها از رفتن سر باز می‌زنند.»#هند...

شاید خدا هر شب می‌خواهد دنیا را تمام کنداما لحظه‌ی آخر باز م...

🩵بعضی صبح‌هابرای عجله کردن نیستندبرای نفس کشیدن‌ هستندبرای د...

ای مه جبین، ای کمالِ تمام / در انتظار دیدارتیم، ای صاحب زمان...

"و در نهایت فهمیدم آدم می‌تواند زیباترین لباس‌هایش را تن کند...

🎥 لحظه دلهره‌آور حمله سگ در خیابان فرشته تهرانیک لحظه غفلت د...

وقتی مرد، زن را «موجود غریب» می‌خواند، در واقع به قدرتِ نامر...

« زندگی در همان لحظه‌های کوتاهیخلاࡎه می‌شود که آدم حس می‌کند...

🔻سوئیس جاده را تعمیر می کند بدون اینکه لحظه ای آن را ببندد!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط