{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلی

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلی
من آخرین قدم از ردپای بارانم

تو آن همیشه بهاری که با تمام دلم
میان دغدغه هایت غریبه میمانم

تو خنده ی شب مهتابِ آرزوهایی
من آن پری که به یاد گذشته گریانم

تو عاشقانه بزن زخم مثنوی مرا
که من درخت تبرخورده ی پریشانم

تو آن مترسک چوبی، پناه گندم ها
منم که مزرعه ای خشک و رو به پایانم

گذشتن از دل و ماندن به پای خاطره ها
برای قلب تو هم سخت بوده میدانم

چگونه دل بِکَنم از حریمِ آغوشت
که یاد تو نکند سایه ی پریشانم

تمامِ دلخوشیِ من اسیرِ فاصله هاست
گناه سادگی ام بود عشقِ پنهانم
دیدگاه ها (۶)

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلیمن آخرین قدم از ردپای بارانمتو ...

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلیمن آخرین قدم از ردپای بارانمتو ...

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلیمن آخرین قدم از ردپای بارانمتو ...

میسوزم و میسازم و میخندی و میدانممیبینی و میدانی کز هجر پریش...

گفتن از عشقِ تو افسوس ؛ کمی دیر شدهحال ما دستخوشِ این همه تغ...

بیا دستی ز دلسوزی به موهایم بکش جانمبیا این خستگی‌ها را بده ...

اي نم نم باران چه خبر آن سوي پرچیناز مزرعه ي گندم و صحرايُ پ...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری ،که تو از پنجره اش پای به ...

عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری ،که تو از پنجره اش پای به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط