{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۹

*همه مردم دورشون جمع شده بودن و فقط داشتن تماشا میکردم چون همه تهیونگ و میشناسم اون بزرگ ترین مافیا دنیا بود پس عادی بود همه اونو بشناسن
*
-چی داری میگی تو؟
+گریه
-یعنی چی عموت از کجا پیدا شد؟؟؟ ها
+هق بیا بریم خونه قول میدم همه چیو تعریف کنم خواهش میکنم 😭
-مچ دستشو گرفتم و دنبال خودم بردم بیرون از اون همه جمعیت سوار ماشینم کردمش و با تمام سرعت به خونه روندم وقتی رسیدیم پیاده شدم اتم پیاده کردن بردمش زیر زمین همون جایی که زندانی کرده بودم خودمو
درو باز کردم و پرتش کردم زمین
+هق چیکار میکنی
-خفه شو
اومدم تو اتاقم درم از پشت بستم رفتم نزدیکش که ترسید همین جوری میرفت عقب
+تهیونگ میخوای چیکار کنی هق بخدا بخدا توضیح میدن هق
-خب توضیح بده دیگه منتظرم
+هق عموم یه عوضی هق به تمام معناست اون اون خیلی دنباله پوله من به کوک نگفتم ولی هر هفته بهش پول میدادم هق اون الان برای اینکه بهش پول ندادم منو قمار کرد هق منو فروخت تهیونگ بخدا من نمیدونم چیکار کنم هق گفت اگه نرم پیش زنه منو میکشه
-به یه زن فروخته تورو؟
+اره هق زنه هق لزبینه *گریه
دخترای دیگه رو عذاب میده و به فاک شون میده ( 🗿) بعدم دخترا رو میفروشه عموم عکسمو بهش نشون داده اونم در عزاش بهش پول میده
-تو چی داری میگی زنه کیه
+نمیدونم اون مافیاست اون مافیای اسیاست من دارم میرم اسیا
-تو غلط میکنی به زنه پیام میدم
+نه تهیونگ
-خفه زنه رو میشناسم نگران نباش مطمعن باش قبول میکنه
+هق ممنون
-ولی شاید فکر کنم بخواد ازم یه هفته پیشش باشی چون اونجوری شاید قبول زنه رو میشناسم و از اون ورم زنه دنبال عشق و حاله واسه همین
+نه نه نمیخوام
-ات تنها راحه
+پس پس منو مال خودت کن
-چی
+اون به احتمال زیاد بخواد باهان رابطه برقرار کنه پس
-باشه
+چی باشه
-خب همین الان به فاکت میدم *نیشخند
+نه چیزه من.... جیغغغغغغغغغغغ
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۰ ....... صبح ساعت ۱۰ات ویو صبح با دل درد وحشتناکی بید...

نمیخوامش! پارت ❶ ات ویو🧸همیشه اون چیزی که نمیخوای اتفاق میاف...

پارت ۱۸ ات ویو رفتیم و تهیونگ حساب کرد بعدش رفتیم اره دیگه ر...

پارت ❼❶ات ویو رفتیم پاساژ میخواستم لباس بگیرم با این حال حال...

چهره ی پشت نقاب ۲۱

عشق واقعی p24

عشق یهویی p9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط