ﻟﻪ ﻛﺎﺗێﻜﺪﺍ ﻪ ﻣﻨﺪﺍڵ ﺑﻮﻭﻡ ..
ﻟﻪ ﻛﺎﺗێﻜﺪﺍ ﻪ ﻣﻨﺪﺍڵ ﺑﻮﻭﻡ ..
ﺩﻩﺳﺘﯽ ﭼﻪﭘﻢ ﺣﻪﺯﯼ ﺋﻪﻛﺮﺩ ؛
ﻭﻩﻙ ﺩﻩﺳﺘﯽ ﻣﻨﺪﺍڵﯽ ﭘﯚﺷﺘﻪﯼ ﺩﺭﺍﻭﺳێﻤﺎﻥ
ﺳﻪﻋﺎﺗێﻜﯽ ﺗﯿﺎ ﺑێ ﺋﻪﻭﯾﺶ ..
ﻭڕﻛﻢ ﺋﻪﮔﺮﺕ !
ﺩﺍﯾﻜﻢ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﮔﺎﺯﯼ ﺋﻪﮔﺮﺕ ،
ﻟﻪ ﻣﻪﭼﻪﻛﻢ ؛
ﺑﻪ ﺟێﮕﻪﯼ ـ ﺩﺍﻥ ـ
ﺳﻪﻋﺎﺗێﻜﯽ ﺑﯚ ﺋﻪﻛﺮﺩﻡ ..
ﺋﺎﯼ !.. ﻛﻪ
ﺩڵﺨﯚﺷﯽ ﺋﻪﻛﺮﺩﻡ !
-------
ﻛﻪ ﮔﻪﻭﺭﻩ ﺑﻮﻭﻡ ؛
ﺩﻩﺳﺘﯽ ﭼﻪﭘﻢ
ﺯﯙﺭ ﺳﻪﻋﺎﺗﯽ ﺭﺍﺳﺘﻪﻗﯿﻨﻪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﯿﻨﯽ
ﺑﻪڵﺎﻡ ﻫﯿﭽﯿﺎﻥ ،
ﻭﻩﻙ ﺳﻪﻋﺎﺗﯽ ﺟێﮕﻪ ﺩﺍﻧﯽ ﺩﺍﯾﻜﻢ ،
ﻟﻪ ﺳﻪﺭ ﻗﯚڵ ﻭ ﺩﻩﺳﺘﻢ
ﻭﻩﻫﺎ ﺩڵﺨﯚﺷﯿﺎﻥ ﻧﻪﻛﺮﺩﻡ ..
... ﺷێﺮﮐﯚ ﺑێﮑەس
وقتی بچه بودم ...
دست چپم دوست داشت ...
مثل دست بچه های پولدار همسایه مون ...
اونم یه ساعت توش باشه...
بهانه میگرفتم !
مادم ناچار دستمو گاز میگرفت،از مچم ،
با جای دندوناش برام یه ساعت درست میکرد ...
وای ! که چقد دلم خوش میشدو!
––––
وقتی که بزرگ شدم؛
دست چپم تعداد خیلی زیادی ساعت واقعی دید
ولی هیچ کدوم مثل ساعته جای دندونای مادرم روی دستمو مچم منو دل خوش نکردن ....
ﺩﻩﺳﺘﯽ ﭼﻪﭘﻢ ﺣﻪﺯﯼ ﺋﻪﻛﺮﺩ ؛
ﻭﻩﻙ ﺩﻩﺳﺘﯽ ﻣﻨﺪﺍڵﯽ ﭘﯚﺷﺘﻪﯼ ﺩﺭﺍﻭﺳێﻤﺎﻥ
ﺳﻪﻋﺎﺗێﻜﯽ ﺗﯿﺎ ﺑێ ﺋﻪﻭﯾﺶ ..
ﻭڕﻛﻢ ﺋﻪﮔﺮﺕ !
ﺩﺍﯾﻜﻢ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﮔﺎﺯﯼ ﺋﻪﮔﺮﺕ ،
ﻟﻪ ﻣﻪﭼﻪﻛﻢ ؛
ﺑﻪ ﺟێﮕﻪﯼ ـ ﺩﺍﻥ ـ
ﺳﻪﻋﺎﺗێﻜﯽ ﺑﯚ ﺋﻪﻛﺮﺩﻡ ..
ﺋﺎﯼ !.. ﻛﻪ
ﺩڵﺨﯚﺷﯽ ﺋﻪﻛﺮﺩﻡ !
-------
ﻛﻪ ﮔﻪﻭﺭﻩ ﺑﻮﻭﻡ ؛
ﺩﻩﺳﺘﯽ ﭼﻪﭘﻢ
ﺯﯙﺭ ﺳﻪﻋﺎﺗﯽ ﺭﺍﺳﺘﻪﻗﯿﻨﻪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﯿﻨﯽ
ﺑﻪڵﺎﻡ ﻫﯿﭽﯿﺎﻥ ،
ﻭﻩﻙ ﺳﻪﻋﺎﺗﯽ ﺟێﮕﻪ ﺩﺍﻧﯽ ﺩﺍﯾﻜﻢ ،
ﻟﻪ ﺳﻪﺭ ﻗﯚڵ ﻭ ﺩﻩﺳﺘﻢ
ﻭﻩﻫﺎ ﺩڵﺨﯚﺷﯿﺎﻥ ﻧﻪﻛﺮﺩﻡ ..
... ﺷێﺮﮐﯚ ﺑێﮑەس
وقتی بچه بودم ...
دست چپم دوست داشت ...
مثل دست بچه های پولدار همسایه مون ...
اونم یه ساعت توش باشه...
بهانه میگرفتم !
مادم ناچار دستمو گاز میگرفت،از مچم ،
با جای دندوناش برام یه ساعت درست میکرد ...
وای ! که چقد دلم خوش میشدو!
––––
وقتی که بزرگ شدم؛
دست چپم تعداد خیلی زیادی ساعت واقعی دید
ولی هیچ کدوم مثل ساعته جای دندونای مادرم روی دستمو مچم منو دل خوش نکردن ....
- ۶۳۷
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط