به زور چادری شدم

به زور چادری شدم!
تا جایی که یادم هست به زور چادری شدم! خیلی خیلی به زور…!
خاطرم هست از اول ابتدایی با خواهرم مدرسه که می‌رفتیم، او از من بزرگتر بود و چادر سر می‌کرد و من همیشه حسرتش را می‌خوردم. از تابستان سال دوم شروع کردم خواهش و تمنا که من هم چادر می‌خواهم. اما چون از نظر مادرم هنوز خیلی کوچک بودم و توانایی جمع و جور کردن چادر را نداشتم مدام وعده می‌دادند که باشد برای بعد از سن تکلیف!
مدرسه‌ها باز شد و علی رغم تمام تلاش‌هایم خبری از چادر نشد!
دیدگاه ها (۲)

یک زن باحجاب: 1-برای پدرش افتخار 2-برای برادرانش غیرت 3-برای...

فرشته های روی زمین سرزمینم

دیگر توان گفتن ندارم خودت بخوان بانوی سرزمین من :(

دختران خودنما در چشمها جای دارند ولی دختران عفیف در دلها

باقی تابستان عجیب و محیرالعقول طی می‌شود.ماه گذشته از اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط