همونجا که مداح میگه حسین آقام همه میرن تو میمونی برا
همونجا که مداح میگه "حسین آقام، همه میرن، تو میمونی برام"
راستش این تیکه از مداحی، واقعیترین حقیقتِ زندگیمه. این روزا تنهایی حس ملموستری شده، این روزا تنهایی شده حس مشتركِ مردمِ دنیا. این روزا همه کوله بارشون رو جمع میکنند و پناه میبرند به یه پناهگاه. همه از هم فرار میکنن تا در اتاقكِ تنهاییِ خودشون، آرامش رو پیدا کنند. همه دنبال یه پناهگاه میگردن، پناهگاهی که یه آدمِ امن داشته باشه و آغوشش همیشه پذیرایِ غمهایِ ناتمومِ آدم باشه. راستش من نمیدونم پناهگاه بقیه کجاست، نمیدونم اونا چطوری اینروزا قلبِ بیقرارشون رو آروم میکنن، نمیدونم چه کسی روی درداشون مرهم میذاره و کنارشونه، نمیدونم اون باریکهی نور و امید توی تاریکیهایِ زندگیشون کیه؛ اما پناهگاهِ امنِ من شمایی آقای امامحسین.
من فقط با شنیدنِ اسم شما آروم میشم، من با "حسین" گفتن علیفانی قلبم رو میفرستم سمت بینالحرمین. من سازِ زندگیم رو با اسم شما کوك کردم. همون تیکهی مداحی برام واقعی شده، همونجا که میگه "همه میرن، تو میمونی برام".
الان همه رفتن و فقط تو موندی برام عزیزِ قلبم.
حرف دلی 🥲 sea_4466
راستش این تیکه از مداحی، واقعیترین حقیقتِ زندگیمه. این روزا تنهایی حس ملموستری شده، این روزا تنهایی شده حس مشتركِ مردمِ دنیا. این روزا همه کوله بارشون رو جمع میکنند و پناه میبرند به یه پناهگاه. همه از هم فرار میکنن تا در اتاقكِ تنهاییِ خودشون، آرامش رو پیدا کنند. همه دنبال یه پناهگاه میگردن، پناهگاهی که یه آدمِ امن داشته باشه و آغوشش همیشه پذیرایِ غمهایِ ناتمومِ آدم باشه. راستش من نمیدونم پناهگاه بقیه کجاست، نمیدونم اونا چطوری اینروزا قلبِ بیقرارشون رو آروم میکنن، نمیدونم چه کسی روی درداشون مرهم میذاره و کنارشونه، نمیدونم اون باریکهی نور و امید توی تاریکیهایِ زندگیشون کیه؛ اما پناهگاهِ امنِ من شمایی آقای امامحسین.
من فقط با شنیدنِ اسم شما آروم میشم، من با "حسین" گفتن علیفانی قلبم رو میفرستم سمت بینالحرمین. من سازِ زندگیم رو با اسم شما کوك کردم. همون تیکهی مداحی برام واقعی شده، همونجا که میگه "همه میرن، تو میمونی برام".
الان همه رفتن و فقط تو موندی برام عزیزِ قلبم.
حرف دلی 🥲 sea_4466
- ۱.۱k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط