{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دامِ تـو اُفـتـاده ام و بـاز ، غَـمـی نیـست

در دامِ تـو اُفـتـاده ام و بـاز ، غَـمـی نیـست
دیوانه ی چَشمان تو اَم ، کار کمی نیست

گفتم که رسیدن به تو سَخت است ، نگفتم؟
در راه تـو زخـمی شده ام ، کـم ستمی نیست

در چشم تو شعرِ من اگر قطره ی دریاست
دریا ، بـه مُـوازاتِ نـگـاهَـت ، رَقـمـی نـیـسـت

ای کـاش ، نَـبـیـنَـنـد ، تـو را ، سَـنـگ پَـرسـتـان
در شَهر به جُز صورت ماهَت صَنمی نیست

بـایَـد بِـنـویـسـم ، غَزلـی ، تـا کـه نـگ‍ـویـنـد...
در مَعرکه ی عاشقی ات هم قدمی نیست

لاٰ حول وَ لاٰ " نـامِ تـو آمـد بـه زبـانَـم "
شـیرینِ مـن از نـامِ تـو بـهـتر قَـسـمی نیست
دیدگاه ها (۳)

باز هم نصف شب و تاب و تبی تکراری دلبرم! همنفسم بازتو هم بید...

وقـتی که مـی خـندی لبت تـعبـیر داردعـشق تـو ای شـیرین زبـان ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط