مگر من از این شبها چه میخواهم

مگر من از این شبها چه میخواهم
به جز
جاده‌ های مه گرفته ی شمالی
یک دلِ سیر نمِ باران
یک موسیقیِ آرام
یک دنیا دلخوشی کنارِ تو
دو تا صندلی باشد
کمی دست هایت
کمی شانه هایت؛
کمی‌ تاریکی ِ محض،
و کمی‌ غرق شدن در قهوه ی چشمانت...
همین برای دیوانگی کافیست
…که تـو باشی و مـن و یک جاده ی مهتابیِ بی انتها...
دیدگاه ها (۴)

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

سناریو کازوتورا درخواستی

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

پارت هفتم: «در تاریکیِ گلوله‌ها»با قطع شدن ناگهانی برق، تاری...

### پارت دوم: «بوی طعمه در تاریکی»فضای بار در یک آن چنان منق...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎 🤍🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «حالا که مالِ منی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط