{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:52. #ریاست.عشق

Part:52. #ریاست.عشق



از ماشین پیاده شدم و با ته سمت خاک پدرم رفتیم خیلی ها اونجا بودم به خصوص خبرنگار ها
همه با دیدن ته برگشتن سمتش ولی هیچ کس متوجه من نشد و منو نشناخت


یه پسر جوون اومد سمتمون قیافش آشنا بود سمتم اومد و باهام دست داد

جیمین& از دیدنتون خوشحالم

+منم همین طور

اون جیمین بود که قدر عوض شده بود
ماشاالله همشونم جذاب

_ جیمین نشناختیش

&نه ولی قیافت آشناست

+ لبخند
دیگه اونقدرا هم پیر نشدم ک.

با صدایی که از پشت سرم اومد برگشتم


برادر شی¢ هنوز سه روز نشده برادرم مرده اونوقت شما همه چی رو ول کردی اومدی اینجا(داد)

به خاطر دادش همه توجه ها سمت ما اومد

+چیه نکنه انتظار داشتی بشینم براش گریه کنم

¢دختره عوضی

_اقای پارک بهتره احترامتون رو نگه دارید
وگرنه پرتتون می کنم بیرون

¢شما همتون همینید عوضی های اشغال

+ ولی به پای عوضی بودن شما نمی رسیم

اعصابش خورد شده بود
سمتم هجوم آورد که...
دیدگاه ها (۲)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁰راننده پیاده شد و درِ عقبو باز کرد.جو...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "49""ویو پارک جیمین"بعد از...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

معلوم نیست این دختره کجاست...رفتم سمت هوسوک که داشت با تلفن ...

پارت 28 فیک شرط بندی مافیا ✨️🌓❤️

اجوما: دخترم جیمین گفت شب قراره به یه مهمونی برین ساعت پنج ح...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط