{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست که جان

خبرت هست که جان
مست شد از جام بهار
سرخوش و رقص کنان
در حرم سلطان شد

آنچ بینی تو ز دل جوی
ز آیینه مجوی
آینه نقش شود
لیک نتاند جان شد

#مولانا
دیدگاه ها (۲)

ای یارِ ما عیّارِ ما دامِ دلِ خَمّارِ ماپا وا مَکِش از کارِ ...

انسان های بزرگ قامتشان بلندتر نیست،خانه شان بزرگتر نیست،ثروت...

http://wisgoon.com/pin/22949209/سلام تولد یکی از دوستان خوب ...

‍ در آیین های باستانی ایران برای هر جشن «خوانی یا سفره ای » ...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط