{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد

تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد

مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد

بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد

کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد... ؟؟؟،،
.

اولین ساعات فصل زیبایی هاتون خوش یمن
دیدگاه ها (۱)

کم کم جای نوبرانه های تابستان را عاشقانه های پاییز میگیردوجا...

پاییـــــز دارد میـــــرسد در بـــاد می‌رقصد تنـــمگنجشکهــ...

دستان شهریور را فشردمهنوز هم گرم بودگرمایی از درون که هر چه ...

می خواهم "عشــــق" بماندولبخندی که هدیه لبهایِ تـــــوست ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط