{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل...برای آنکه نگیری چه میکنی

ای دل...برای آنکه نگیری چه میکنی
با روزگار دوری و دیری چه میکنی

بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه میکنی

بااین اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز اینکه بمیری چه میکنی

ای عشق...ای قدیم ترین زخم روز گار
در گوشه ی دلم سر پیری چه میکنی

دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه میکنی

#اصغر_معاذی
دیدگاه ها (۳)

ﺩﺳﺖِ ﺭﻭﯾﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺑﺮﺍﯼِ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﺍﺯ ﺷﻬﺮِ ﻧﺎ ﺍﻣﯿ...

ﺍﻱ ﻋﺸﻖ، ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ، ﻣﺸﻜﻦ ﻣﺎ ﺭﺍﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺭﻩ ﻣﻴﻔﻜﻦ ﻣﺎ ﺭﺍﻣﺎ...

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلابیا زنجیر را از پای مجنون ...

طلا باشتااڪَر روزڪَارآبت کردروزبه روزطرحهای زیباترےازتوساخته...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

پارت ۵۰ رومان _ سناریو _ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط